مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

584

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

بود مسيح گرديد . معتقدند كه مسيح خداى بندگان و پروردگار ايشان است . بعد در صفت اتحاد اختلاف كرده‌اند . بعضى معتقد شده‌اند كه ميان جوهرى لاهوتى و جوهرى ناسوتى يگانگى حاصل شده است و يك مسيح شده است . اين اتحاد هيچ كدام از اين دو جوهر را از جوهريت و عنصريت خويش بيرون نكرده و معتقدند كه مسيح همين خداى معبود است و فرزند مريم است كه مريم بدان آبستن بود و او را زاد و كشته شد و بر صليب آويخته گرديد . بعضى معتقدند كه مسيح پس از اتحاد دو جوهر است ، يكى لاهوتى و ديگرى ناسوتى و معتقدند كه كشته شدن و مصلوب شدن وى از جنبهء ناسوتى او واقع شده نه از جنبهء لاهوتى او و معتقدند مريم كه به مسيح آبستن بود و او را زاد جنبهء ناسوتى او را زاد نه جنبهء لاهوتى او را . و اين گفتار نسطوريان است . گويند كه مسيح به كمال خويش خدايى است معبود و او فرزند خداست . و اختلافاتى نيز وجود دارد . بعضى از ايشان معتقدند كه اتحاد ميان دو جوهر لاهوتى و ناسوتى واقع شده و جوهر لاهوتى بسيط است و قابل قسمت نيست و لايتجزاست . بعضى اتحاد را از طريق حلول ابن در جسد و آميزش با او مىدانند . بعضى مىگويند كه اين اتحاد از جهت ظهور است همچون ظهور نقش نگين بر روى گل و موم ( شمع ) و نمودار شدن چهرهء انسان در آيينه . بدان كه هيچ مذهبى از نظر اختلاف در تعبيرات همانند نصرانيت نيست به حدى كه دو تن از ايشان را نمىيابى كه يك سخن داشته باشند و لا حقى [ 1 ] در قصيده‌اى از ايشان ياد مىكند : به ابن و أب و روح قدسى آن / سه اقنوم در يك معنى يگانه / و وجودى لاهوتى كه با انسان زاده شده تركيب يافته . اينجا جاى رد گفتهء ايشان نيست اما هر كس گفتهء ايشان را در مورد ذات قديم و صفاتى كه بر آن عارض مىشود بنگرد ، بر فساد عقيدهء ايشان آگاه مىشود و استحالهء قديم به يكى از همين صفات خواهد بود . ملكانيّه منسوب‌اند به پادشاه ( ملك ) روم و معتقدند كه خدا نام سه معنى است : اب و ابن و جوهرى كه روح القدس است .

--> [ 1 ] ابان بن عبد الحميد لاحقى ( متوفى 200 هجرى ) رجوع شود به دائرة المعارف اسلام ، ابان بن عبد الحميد .