مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
861
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
عمر گفت : بنى اسرائيل هنگامى كه چنين حادثهاى بر ايشان روى مىداد به وسيلهء خويشاوندان پيامبران باران طلب مىكردند . عمر گفت : اينك ابن عباس عموى پيامبر و شاخهء ديگر پدرش و سرور بنى هاشم . سپس نزد عباس رفت و با او سخن گفت ، و با وى به محل باران طلبى رفت . عمر و عباس هر دو دعا كردند و باران فرود آمد و حسان بن ثابت در اين باره گفته است : در آن هنگام كه خشكسالان پىدرپى بود پيشواى ما / خواستار باران شد و به خاطر عباس باران باريد / عموى پيامبر و شاخهء ديگر پدرش / كه تنها او از پيامبر ميراث برده بود . / به وسيلهء او خداوند سرزمينها را زندگى بخشيد / كه از پس آن نااميدى جنبش زندگى يافت . فتح شوش ابو موسى اشعرى ايشان را شهربندان كرد . چندان كه از حصار به تنگ آمدند . دهقان ايشان براى صد كس زينهار خواست . ابو موسى اشعرى گفت : « بار خدايا چنان كن كه خودش را از شمار فراموش كند . » چون فرود آمدند ابو موسى گفت : « آن صد تن كه براى ايشان زنهار خواستهاى جدا كن . » وى صد تن را جدا كرد و خود را جدا نكرد . پس ابو موسى فرمان داد تا گردنش را زدند . در آنجا پيكر دانيال را در تابوتى از مرمر يافتند كه مردم بدان طلب باران مىكردند و يارى مىطلبيدند . در اين باره نامه به عمر نوشت . عمر در پاسخ نوشت كه من او را پيامبر مىدانم ، در جايى كه مردم آگاه نشوند او را به خاك بسپار . انس در روايت خويش گويد كه درازى بينى وى يك ذراع بود و مردى برخاست كه او را برخيزاند زانوان وى محاذى سر آن مرد بود و او را در زير آب دفن كردند و همراه او صحيفههايى يافتند كه به بيست و چهار درهم فروخته شد و به شام افتاد . عمر ، مدت بيست سال پى در پى با مردم حج گزارد ، سپس به مدينه رفت و در سال 23 از هجرت كشته شد . مدت ولايت او ده سال و شش ماه و پنج شب بود . خداوند از او خشنود باد [ 1 ] م .
--> [ 1 ] صاحب تاريخ الخلفاء ، از آثار قرن پنجم ، چاپ مسكو ورق b 142 گويد : « و عمر با گروهى از ايرانيان بسيار خلوت مىكرد و آنها كتابهاى سياسات را براى او مىخواندند به ويژه سيرهء انوشروان را كه وى سخت دلبستهء بدان بود و فراوان بدان نظر داشت و بدان اقتدا مىكرد . »