مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
846
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
او شدند و در اين باره شاعر گفته : اى سعاد دل من ! اى دختر اثال ! / از فتنهء « رحال » شب من دير ماند / اى سعاد ! اين حادثهء روزگار است بر شما / همچون فتنهء « دجّال » داستان سجاح كه كنيهاش امّ صادر بود شوهرش ابو كحيله نام داشت و كاهن يمامه بود . گويند سجاح دعوى پيامبرى كرد و زنى جادوگر بود . زبرقان بن بدر و عطارد بن حاجب و مردم بسيارى از بنى تميم پيرو او شدند و او گفت : « پروردگار ابر ، شمايان را فرمان مىدهد كه با « رباب » جنگ كنيد . » و با ايشان جنگ كرد و شكست خورد و عمرو بن لجأ در اين باره گفته است : سركردگى ايشان با سجاح بود كه در پى او مىرفتند / پس اى سجاح ! آنها را كه تو پيشوايى ، استوار بدار ! سجاح نزد مسيلمه رفت و به دو گفت : « چه چيزى بر تو وحى شده است ؟ » مسيلمه بعضى از اساطير بر ساختهء خويش را بر او خواند . سجاح گفت : « ديگر چه ؟ » خواند : « خداوند زنان را فرجها آفريد و مردان را همسران ايشان قرار داد و با ايشان مىآميزيم تا فرزندانى براى ما به بار آورند . » سجاح گفت : « گواهى مىدهم كه تو پيامبرى . » مسيلمه به او گفت : « آيا موافقى كه همسر من باشى تا به كمك قوم خود و قوم تو عرب را نابود كنيم ؟ » سجاح گفت : « آرى ! » مسيلمه گفت : برخيز و به بستر رو كه بستر آماده است / خواهى بر زمينت افكنم خواهى به چهار زانو نشينيم / به دو سوم يا به تمام . سجاح گفت : « به تمام ، چرا كه براى گروه شايستهتر و سزاوارتر است . » پس مسيلمه با او ازدواج كرد . سه روز نزد او اقامت گزيد و كابين او را ترك نماز بامداد و نماز خفتن قرار داد . سجاح ، زن را در گرفتن دو شوهر آزاد مىدانست كه برابر نيمى از اختيارات مرد است . شبث بن ربعى آواز داد كه : « مسيلمه با سجاح ازدواج كرد و كابين او را ترك دو نماز قرار داد . » و عطارد بن حاجب در اين باره گفته است : پيامبر ما زنى است كه بر گردش طواف مىكنيم / و همهء پيامبران خدا مردان بودند . در بارهء مرگ سجاح اختلاف كردهاند ، بعضى گفتهاند او مرده و بعضى گفتهاند وى كشته شده است .