مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

844

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

همان مىبينم كه در خواب ديدم . » - و قصدش همان رؤيا بود . - « و اگر از من همين برش خرما بن را بخواهى به تو نخواهم داد . » چون آن وفد آهنگ بيرون شدن داشتند پيامبر بديشان اجازت داد و پرسيد كه آيا هيچ كس از شما باقى ماند ؟ گفتند : يك مرد كه نصرانى شد و مخالفت ورزيد . پيامبر گفت : او در ميان شما از همه بدتر نيست . در مورد او نيز همان امرى را كه در مورد ايشان صادر كرده بود صادر كرد . گويند چون روانه شدند ، وى مدعى شد كه در كار پيامبرى با پيامبر شريك است و دليل او اين گفتهء پيامبر بود كه او در ميان شما بد نيست . تا اينكه رجال [ 1 ] بن عنفوه براى او گواهى داد و مردم فريفتهء او شدند . پس به پيامبر نامه‌اى نوشت به عنوان : « از مسيلمه پيامبر خداوند به محمد پيامبر خدا ، درود بر تو ! اما بعد ، همانا كه من با تو در امر ( نبوّت ) شريك هستم و نيمى از زمين از آن ماست و نيمى از قريش ، اما قريش تجاوز مىكنند . » پيامبر خدا در پاسخ او نوشت : « از سوى محمد پيامبر خداوند به مسيلمهء دروغگوى ، درود بر كسى كه از راه رستگارى پيروى كند . اما بعد ، زمين از آن خداوند است كه به هر كس از بندگانش كه بخواهد ، به ارث مىرساند و سرانجام از آن پرهيزكاران است » ( 7 : 128 ) . چون اين پاسخ رسيد ، وى نامه‌اى از جانب خويش بر ساخت و نماياند كه پاسخ نامهء او به محمد است و پيامبر كار ( نبوت ) را پس از خود به دو سپرده است . او معتقد بود كه جبريل از جانب خداوند نزد او مىآيد و از سجعهاى برساختهء خويش بر مردم مىخواند : « سبحّ اسم ربّك الاعلى الذّى بسّر على الحبلى فاخرج منها نسمة تسعى من بين احشاء و تبلى فمنهم من يموت و يدسّ الى الثرى و منهم من يبقى الى اجل مسمى و الله يعلم السرّ و اخفى [ 2 ] » با چيزهاى بسيار ديگرى از همين دست و او مدعى شركت در پيامبرى بود . چون پيامبر در گذشت ، خالد بن وليد به سوى او رفت و مسلمانان با بنو حنيفه برخورد كردند . پيكارى سخت درگرفت كه در اسلام جنگى از آن دشوارتر نبود . تا اينكه

--> [ 1 ] در اصل رحال ، از روى فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 105 تصحيح شد . [ 2 ] چون تقليد بعضى آيات قرآن و تعبيرات قرآنى بود عينا آورده شد . ترجمهء آن چنين است : « منزه باد نام پروردگار تو كه برتر است ، آن كه زن را آبستن كرد و از او به در آورد انسانى كه حركت مىكند از ميان شكم او به در آورد . از ايشان است آن كس كه مىميرد و در خاك مىرود و آن كس كه مىماند تا اجلى معلوم و خداوند آشكار و نهان را مىداند . »