مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

826

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

هر كس به اصرار يك نگاه كند يا يك دروغ بگويد مشرك است و اگر بىهيچ اصرارى زنا كند و مرتكب دزدى شود او مسلمان است . گويند كودكان مشركين در بهشت‌اند و اين عقيده را دسته‌هاى ديگر خوارج قبول ندارند . در ياد كرد فرقه‌هاى مشبّهه هشاميّه ، مغيريّه ، يمانيّه ، مقاتليّه ، كراميّه ، جواربيّه و بسيارى از اصحاب حديث و اصحاب فضا و عامهء نصارا و يهود مگر عنانيه [ 1 ] . تفصيل اين مذاهب اما هشام بن حكم ، او معتقد است كه خداوند جسمى است دراز و پهن ، فروغى است از فروغها ، او را قدرى است از قدرها ، ميان پر است و تهى نيست و غير متخلخل است ، گويى سبيكه‌اى است كه از هر سوى مىدرخشد و هم از اين گونه به مرواريدى مانند است كه از هر سوى يكى است ، رنگش همان مزه و مزه همان بوى است [ 2 ] . و اوست كه محسوس است و او بود در لامكان و سپس مكان را ايجاد كرد با حدوث جنبش . و هشام معتقد بود كه خداوند داراى بخشها و جزءهاست و او هفت وجب است . اما مغيريه ، ايشان ياران مغيرة بن سعدند كه معتقد است خداوند عز و جل به صورت مردى است از نور كه تاجى از نور بر سر دارد و همه اندامهاى يك مرد را داراست و او را درونى است و قلبى كه حكمت از آن مىجوشد . و شمارهء اندامهاى او به شمارهء حروف ابى جاد [ 3 ] است . الف جايگاه گامهاى اوست و ميم جاى سر اوست و سين صورت دندانها و عين و غين صورت دو گوش او و صاد و ضاد صورت چشمان اوست . و او مىنمود كه به آسمان رفته و خداوند بر سرش دست كشيده و گفته : « اى فرزند ! به زمين برو ! و بگو بديشان كه على دست راست و چشم من است . » اما يمانيّه ، اين گروه ياران يمان بن زيادند كه گمان برده است خداوند به صورت

--> [ 1 ] جاى شگفتى است كه مؤلف در اين فصل فرق اسلامى را مورد نظر دارد ، ظاهرا عبارت افتادگى دارد . [ 2 ] رجوع شود به مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 31 . [ 3 ] مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 6 .