مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
822
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
بديشان تسليم كرده بود و در عثمان اختلاف دارند . اما رونديه [ 1 ] ، ايشان گروهى هستند كه گويند مردم با رد على كافر شدند . اما خشبيه ، اين گروه ياران ابراهيم بن مالك اشترند كه عبيد الله بن زياد را كشتند و در آن روز بيشتر اسلحهء ايشان چوب ( خشب ) بود . و اما باطنيه ، اين گروه به چندين دستهاند و نامهاشان مختلف ، چرا كه هر شعبهاى مردم را به خويش مىخواند و عامهء ايشان به امامت معتقدند و مدعى تأويل باطن قرآناند . هر كس بخواهد كه سستى مذهب و پوچى دعوى ايشان را دريابد بايد به كتابهاى ايشان رجوع كند تا ببيند كه آن روزى را كه ايشان براى خروج ملت خويش و بالا گرفتن كار خود تعيين كردهاند ، سى سال است تا گذشته و مسلمانان ايشان را با جواب استخفاف مىكنند . چرا كه عقايد مردم از دو سوى بيرون نيست ، يا كفر است و يا ايمان و ايشان مىخواهند راهى ميان اين دو برگزينند . كيست كه نتواند آنچه را كه ايشان از ظاهرش تغيير دادهاند به سوى آنچه خود خواستار است تأويل كند ؟ و هيچ كس به اندازهء ابن رزام بدين حد نرسيده ، چرا كه وى پرده از ايشان برداشته و پوستشان را از زشتى و عيب انباشته است . بعضى گويند كه آغاز كار باطنيان در روزگار ابو مسلم بود كه خرّميان براى انتقال حكومت به ايرانيان نيرنگ ساز كردند و اين نحلهء مذهبى را به وجود آوردند و آن را در ديدگاه نادانان آراستند و در نهانى ايشان را بدان فرا خواندند و حاصل كار ايشان تعطيل و الحاد بود . اما يعفوريّه و شمطيّه و اقحطيّه ، ايشان دستههايى هستند كه به يعفور و اشمط و اقحط منسوباند . در ياد كرد دستههاى خوارج از ايشاناند : ازارقه ، نجدات ، راسبيّه ، اباضيّه ، قطويّه ، مبهوتيّه ، صفريّه ، عجرديّه ، كوزيّه ، اباديّه ، بيهسيّه ، حازميّه ، خلفيّه ، اخنسيّه ، معبديّه ، صلتيّه ، خمبريّه ، مكرميّه ، بدعيّه ، سابيّه ، و ثعلبيّه و نام خوارج و شراة و حروريّه و حكميّه بر همگان اطلاق مىشود و نام ناپسند و زشت ايشان مارقه است . اصل مذهب ايشان كافر شمردن على بن ابى طالب و تبرّى از عثمان بن عفان
--> [ 1 ] كسى در حاشيه نوشته : كذا كان فى الاصل