مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
766
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
بر سينهء خويش تكيه داد و عباس و فضل و قثم او را به اين سوى و آن سوى مىكردند و اسامة و شقران آب بر او مىريختند . و پيامبر را با پيراهنش غسل دادند . و از جامهاش بيرون نكردند و او را در سه جامهء « سحولى » كفن كردند ، دو جامهء « منبجانى » و يك برد حبره كه در آن پيچيده شده بود و عمامه و پيرهنى در آن نبود . سپس او را بر تخت نهادند و مردم مىآمدند و پىدرپى نماز مىگزاردند . در آغاز مردان و سپس زنان و پس از ايشان كودكان . و او را به خاك سپردند و آن كس كه به گور درون رفت على بود و فضل بن عباس و شقران . از شقران روايت شديم كه گفت : « من بودم كه قطيفه را در گور در زير پيامبر افكندم . » سپس گل و خاشاك بر روى او ريختند و خاك ريختند و گور او را هموار كردند . و آب بر آن پاشيدند . و دربارهء سن و مدت زندگانى وى روايتها مختلف است . جز اينكه آنچه بيشتر است و مشهورتر اين است كه وى شصت و سه ساله بود كه درگذشت . روز دوشنبه زاد و روز دوشنبه هجرت كرد ، و روز دوشنبه وفات يافت . و خداوندان اخبار ، شعرهاى بسيارى كه در سوگ او سروده شده ، نقل كردهاند از جمله سخن مردى عرب است خطاب به فاطمه : پس از تو خبرها بود و سختيها / كه اگر تو گواه آنها بودى اين مايه سخنها افزون نمىشد / ما تو را از دست داديم آن گونه كه زمين باران درشت قطره را از دست دهد / و قوم تو تباه شدند پس بازگرد و پنهان مباش [ 1 ] . و حسان بن ثابت در ضمن قصيدهاى بلند چنين سرود : در طيبه [ 2 ] آثار بازماندهاى از پيامبر هست ، / كه روشنايى بخش است ، با اينكه همهء آثار از ميان مىروند / آن نشانهها از آن سراى حرمت ، محو نخواهد شد . / آن سرايى كه منبر هدايتى كه بر آن بالا مىرفت ، در آن قرار دارد . / آن آثار روشن ، آن نشانههاى پايدار . / و محلهاى كه در آن مصلى و مسجد اوست . / نشانهايى است كه با گذشت روزگاران از ميان نمىرود . / هر چه فرسودگى بدان روى كند باز نو مىگردد / من در آنجا بر پيامبر مىگريم / با چشمهايى كه از پلكهايش اشك فرومىريزد . / اى گور پيامبر ! مبارك باشى و مبارك
--> [ 1 ] اين شعر را در بسيارى از كتب به نام فاطمه ( ع ) نقل كردهاند با اندكى اختلاف در مصرع آخر ، رجوع شود به مناقب آل ابى طالب ، از ابن شهرآشوب ، چاپ قم ، ج 2 ، ص 208 كه تمام ابيات نقل شده است . [ 2 ] نام مدينه است .