مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
566
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
خواهند نمود و ايشان را تلطيف خواهند كرد و ايشان از فرشتگان استفاده خواهند برد . اين گروه گوشت و شير و هر چيزى را كه در آتش رفته باشد به جز گياه ( سبزى ) و ميوه نمىخورند ، از بيم اينكه انديشههاى ايشان گسسته و نابود شود در سراسر زندگى چشمهاى خود را فرو مىبندند و بدين گونه تصور مىكنند كه هر چه را بخواهند بدان مىرسند از قبيل باران و بازگشتن كسان و فرود آمدن پرنده و استجابت دعا . از ايشاناند فرقهء مصفده ( كمر بستگان ) چرا كه ايشان ميان خود را به طرف پشت با آهن استوار مىكنند و مىگويند براى اين است كه شكمهايشان از غلبهء فكر و بسيارى دانش شكافته نگردد . از ايشاناند فرقهء مهاكليه و ايشان را بتى است به نام مهاكل كه بر روى آن پوست فيلى افكنده شده و خون از آن مىچكد و دو گوش آن سوراخ شده و بر سرش تاجى است از كاسهء سر كه هر سال به زيارت آن مىشتابند و براى برآوردهشدن نيازهاى خويش نزد او مىروند و معتقدند كه وى آن نيازها را بر آورده مىكند . از ايشاناند فرقهء تهكنيّه ، قومى هستند كه بتى دارند به شكل زنى كه معتقدند وى هزار دست دارد و در هر دستى نوعى نبرد افزار و براى او جشنى مىگيرند . وقتى كه خورشيد در برج ميزان وارد شد قربانيهايى از گاوميش و شتر و گوسفند به نزد او مىبرند و بردگان و كنيزكانشان را نيز قربان مىكنند و به عنوان قربانى در راه او ، با مردم جنگ مىكنند به حدّى كه افراد ضعيف در آن ايام ، متوارى مىشوند ، از بيم اينكه آن بت فرمان به قتل ايشان دهد . از ايشاناند جهلكيّه كه پرستندگان آباند و معتقدند كه همراه آب فرشتهاى است و آب اصل هر نشو و نمايى است و آب زندگى و آبادانى و پاكيزگى است . از ايشاناند اكنهوطريه كه آتش را مىپرستند و آن لهى است كه بزرگترين عناصر است و مردههاشان را نمىسوزانند تا آتش را پليد نسازند . گروهى از ايشان خورشيد را مىپرستند ، و دستهاى يوز را مىپرستند و قومى پادشاهانشان را مىپرستند . هر كدام از ايشان را مذهب و راى و دعوايى است كه در يادكردن آن فايدهاى براى شگفتى و عبرت گرفتن نيست . آنچه از فضايح و نادانيها و سخافت رأى و كفرشان ياد كرديم بسنده است . يادكرد آتشزدن پيكرها و رها كردن آنها در آتش ايشان معتقدند كه اين كار ، مايهء آزادى و رهايى است به سوى زندگى جاودانه در