مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
676
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
نخستين جمعهاى بود كه در اسلام نماز گزارده شد و در نمازگاه خويش مسجدى ساخت و مردم او را پذيره شدند و هر قبيلهاى يك زبان مىگفتند : « نزد ما اقامت كن ! » و او مىگفت : « راه را باز بگذاريد چرا كه اين شتر مأمور است » . گويند چون بر در سراى ابو ايوب انصارى رسيد زانو زد و جلو گردنش را بر زمين نهاد . حضرت بر ابو ايوب انصارى فرود آمد و هفت ماه نزد او اقامت كرد تا آنگاه كه در بهترين شهرها ( مدينه ) مسجد را بنا كرد . گويند حضرت ابو رافع مولاى خويش و زيد بن حارثه را روانه كرد تا عيال او را بياورند و دو شتر بديشان داد با پانصد درهم كه از ابو بكر صديق گرفته بود و ايشان فاطمه و ام كلثوم ، دو دختر حضرت را با سوده دختر زمعه - كه همسر حضرت بود - آوردند . اما زينب دختر حضرت را - كه همسر ابو العاص بن ربيع بود - شوهرش محبوس كرد و رقيه دختر حضرت پيش از آن مهاجرت كرده بود و با شوهرش عثمان بن عفّان به حبشه رفته بود . عبد الله بن ابى بكر دو خواهرش عايشه و اسماء دختران ابو بكر و ام رومان همسر ابو بكر را آورد . حضرت هنگامى كه از مكه بيرون شده بود على را جانشين خود ساخته بود تا وديعههايى كه از مردم نزد حضرت بود به صاحبانش باز پس دهد و على چنين كرد و سه روز بعد در پى حضرت بيرون آمد . يك ماه بعد از هجرت نماز چهار ركعت فرض گرديد و پيش از آن دو ركعت دو ركعت نماز مىگزاردند . آنگاه حضرت ميان مهاجرين و انصار برادرى برقرار كرد . و خانهها را تقسيم كرد و راهها را مشخص كرد و علامت نهاد و نامهاى نوشت و با يهوديان مصالحه كرد و ايشان را بر آيين خودشان مستقر داشت و قرار گذاشت كه با ايشان به دشمنى نپردازد و تهييجشان نكند . شرط كرد كه او را در برابر كسانى كه با او به كينه برخيزند يارى كنند و هيچ دشمنى را يارى نكنند . يهود وقتى ديدند كه كار او بالا گرفت و مردم به او روى آوردند ، پيمان شكن شدند و از سر حسد با او به ستيزه برخاستند و نزد او مىآمدند و معماها ( اغلوطات ) از او مىپرسيدند . از جملهء ايشان بود حيى بن اخطب و ابو ياسر بن اخطب و جدى بن اخطب و زيد بن تابوه و عبد الله بن صورى و محاض بن عابور و ربيع بن ابى الحقيق و كعب بن اشرف و شاس بن عمرو و فردم بن كردم و جز ايشان از اشراف يهود . دستهاى از اهل مدينه منافق شدند و از ايشان پشتيبانى كردند ، از جملهء ايشان بود خذام بن خالد كه از