مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
97
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
شهره و مرواريد . و چون او كشته شد اسواران در بلخ سكونت اختيار كردند و خنياگران در هرات و فرّاشان در مرو . فصل بيست و يكم تاريخ امويان است . در بخشهاى آغازى اين فصل داستان كربلا را به گونهاى معقول و معتدل روايت كرده است و در پايان مىگويد كه روافض را در اين قصّه افزونيها و نقشگريهاست كه نشان مىدهد شيعيان پردههاى نقاشى از ماجراى كربلا ترتيب مىدادهاند . با اين همه مؤلف مىگويد در همينهايى كه نقل كردم جاى سخن بسيار است و از مردمان كسانى هستند كه منكر آنند كه يزيد حكم به قتل حسين داده باشد يا بدان راضى بوده باشد . و مؤلف از ابو طالب صوفى اخميمى نقل مىكند كه وليد قرآن را هدف تير قرار مىداد و مىگفت : « تو هر جبّار عنيدى را تهديد مىكنى / اينك منم جبّار عنيد / روز رستاخيز چون پروردگار خويش را ديدار كردى / بگو كه يزيد مرا پاره پاره كرد . » و از تاريخ خورزاد نقل مىكند كه سفيان ثورى از اعوان شرطه بود و در برابر مزد روزى سه درهم از پيكر به دار آويخته شدهء زيد بن على بن الحسين نگهبانى مىكرد و اين نكته در تاريخ تصوف ، تا آنجا كه مىدانيم ، ناشناخته بوده است . آخرين فصل كتاب در تاريخ خلفاى عباسى تا عصر مؤلف است ، يعنى تا سال 355 هجرى . كه بخشهاى آغازى اين فصل تفصيلى بيشتر دارد ، ولى خلفاى بعد از المعتمد ( متوفى 279 ) تا المطيع ( كه در 334 به خلافت رسيد ) را در چند سطر گزارش كرده است . امّا تصويرى كه از ظهور دولت عباسى و حوادث مهم روزگار خلافت اينان از قبيل سرگذشت ابو مسلم خراسانى و ماجراى برمكيان يا نقش خداش در تأسيس مذهب باطنيگرى و ماجراى بابك خرّمدين مىآورد ، داراى اطلاعات تفصيلى و نكات بسيار مهمّى است كه جاى ديگر شايد يا نباشد يا بدين شكل ثبت نشده باشد . اين كتاب ، به روى هم يكى از مهمترين منابع شناخت نهضت خرمدينان و اصول عقايد ايشان است و از اين لحاظ شايد بىمانند باشد . زيرا مؤلف ، علاوه بر تماس مستقيم با ايشان ، از كتابهاى آنان نيز مطلب نقل مىكند كه « در كتاب الخرميّه چنين خواندم . . . » . [ 1 ]
--> [ 1 ] البدء ، ج 2 ، ص 20 .