مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

518

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

[ قباد و مزدك ] و اين است داستان قباد و مزدك : گويند قباد بن فيروز مردى اهل مدارا و خويشتن‌دار بود و از خونريزى و شكنجه كردن پرهيز داشت . در روزگار او شاخه‌هاى عقايد دينى فزونى گرفت . هر دسته‌اى به آيينى روى آوردند و مزدك قيام كرد و او مردى از اهل فسا [ 1 ] بود و مىگفت : خداوند ارزاق را در زمين براى آن نهاده است كه بندگان آن را ميان خويش به تساوى تقسيم كنند تا هيچ كس را بر ديگرى برترى نباشد ، اما مردم بر يك ديگر به ستم غلبه كرده‌اند و هر كس خويشتن را در آنچه دوست داشته بر ديگران مقدم داشته . و بايد افزونى آنچه در دست اغنياست گرفته شود و به تهيدستان داده شود تا در درجه مساوى شوند و انبوه مردم ( غوغاء ) بر او گرد آمدند . سخن او را فريضه شمردند و به خانهء هر كسى مىرفتند و بر اهل و مال و زن و بندهء مردم دستبرد مىزدند . كار ايشان بالا گرفت و مصيبت ايشان بزرگ شد و پادشاه از مقاومت با ايشان درماند . ايشان منكران خويش را مىكشتند . سپس بر قباد شوريدند و او را از پادشاهى خلع كردند و به زندان افكندند و برادرش جاماسب را به پادشاهى برگزيدند . زندگى مردم تباه شد و نژادها به هم آميخت . هيچ فرزندى پدرش را نمىشناخت و نيرومند از ناتوان در امان نبود . آنگاه ز [ ر ] مهر بن سوخرا با گروه يارانش كه از سركشان و جنگ پيشگان بودند قيام كردند . گروه بسيارى از مزدكيان را كشتند و پادشاهى را به قباد باز گرداندند و قباد از مزدكيان تبرّى جست . مىگويند كه وى با ايشان بيعت كرده بود . در روزگار او بود كه عبد المطلب زاده شد و به مكه بردندش و حارث بن عمرو المعصوب بن حجر ، معروف به آكل المرار ، به نزد قباد آمد و به آيين مزدك گرويد . مزدك او را بر سراسر ملك عرب پادشاه كرد هنگامى كه انوشروان فرمانروا شد ، پادشاهى را به منذر بن امرئ القيس باز گرداند . روزگار شهريارى قباد چهل و دو سال بود و به روزگار او بود كه روميان و حبشه بر يمن چيره شدند . [ انوشروان ] سپس كسرى انوشروان بن قباد پادشاه شد و روزگار شهريارى وى چهل و هفت سال و هفت ماه بود . او هشتاد هزار از مزدكيان را در يك روز كشت و همه مردم را در آيين جمع كرد و

--> [ 1 ] در متن چاپى : فساد .