مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
511
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
[ اردشير ] آنگاه اردشير جامع كه شاهنشاه خوانده مىشود پادشاه شد . گويند اردشير مردى بوده است با فضلى آشكار و دورانديش و هوشيار و قاطع و سخت و هنگامى كه كارها به دست او افتاد فرمان داد تا دانشمندان دين كتابهاى دينى را كه سوخته بود ، تا حد امكان ، گردآورى كنند و ديگر بار تأليف كنند و بنويسند ، چرا كه دلهاى ناهمساز و خواستهاى پراكنده و دور از هم را چيزى به جز دين گرد نخواهد آورد . ايشان هم آنچه را كه به دست آوردند گرد كردند و همان است كه امروز در دست ايشان است . گويند وى سپس به كتابهاى پزشكى و نجوم پرداخت و آنها را تجديد و اعاده كرد و به پادشاهان دور و نزديك نامه نوشت و ايشان را به اقامهء دين و سنت وادار كرد و از سركشى و مخالفت با خويش برحذر داشت و مدت چهارده سال و شش ماه به كام دل پادشاهى كرد . [ شاپور ] سپس شاپور بن اردشير پادشاه شد و با روميان جنگ كرد و گروه بسيارى از ايشان را اسير گرفت و آنها را به شهر سابور در فارس و دو شهر جنديسابور و تشتر در اهواز آورد و از اينجا بود كه دانش پزشكى و پزشكان در اين شهرها افزونى گرفت و به روزگار شاپور خداوند سيل عرم را بر ناحيهء سبا فرستاد و ايشان در شهرها پراكنده شدند به گفتهء خداوند عز و جل : « و تار و مارشان كرديم » ( 34 : 19 ) . و به روزگار او بود كه مانى زنديق ظهور كرد و اين نخستين بار بود كه زندقه در روى زمين ظاهر شد ، جز اينكه نامهاى آن مختلف است و در روزگار ما ، امروز ، علم باطن و باطنيه خوانده مىشود . به روزگار او بود كه زبّاء ، جذيمة الابرص را كشت و هم شاپور بود كه الضيزن پادشاه حضر را محاصره كرد و نضيره دختر ضيزن از بالاى باره به او نگريست و دلباختهء وى شد . وى نامهاى با تير به درون باره افكند و از محل آمد و شد و گذرگاه حصار پرسيد . دخترك از رهگذر آب آمده و تيرى افكند ، و او آب را بر ايشان بست ، تا تشنگى ايشان را بىتاب كرد . آنگاه آنان را در فرمان خويش آورد و نضيره را به خاطر خيانتى كه به پدرش كرده بود كشت و اين شهريار به سابور الجنود شهرت دارد به علت بسيارى سپاهيان و دوام لشكركشى و حركتش . بعضى گفتهاند كه وى فرمان داد تا گيسوى آن دختر را به دم كرّه اسبى توسن بستند و بر صورتش زدند . عدى بن زيد در اين باره گويد :