مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
466
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
داستان معبدى كه موسى بنا كرد به اهل كتاب چنين خبر رسيده كه خداوند تعالى به موسى فرمان داد تا براى جمع ايشان مسجدى و خانهء قدسى براى قربانهاى ايشان بسازد و او چنين جايى ساخت و الواح را در آن نهاد و ايشان در آن تحقيق مىكردند و قربانى . و آتشى مىآمد و قربانهاى ايشان را مىخورد و آن معبد با ايشان در تيه سير و حركت داشت . در يكى از شبها كه آتش براى خوردن قربانى فرود مىآمد دو پسر از آن هارون به هم آميختند و آتش آن دو را خورد و سوخت . هارون سه سال پيش از موسى مرد و صد و بيست و هشت ساله بود و او يوشع بن نون را جانشين خود كرد . تواريخ ، دربارهء اينكه پادشاه ايران ، در روزگار موسى ، كه بوده اختلاف دارند . در بعضى آمده كه كار موسى و يوشع و كالب بن يوفنا و توساقين و حزقيل در روزگار ضحاك به پايان رسيده است . در بعضى آمده كه كار موسى و فرعون در روزگار منوچهر بوده است پانصد سال بعد از ضحاك و در سير عجم خواندم كه كىلهراسب اسب جبّار - همان كسى كه شهر بلخ و زرنج را ساخت و بيت المقدس را ويران كرد و بر يهوديانى كه در بيت المقدس بودند سخت گرفت - بعد از موسى و يوشع بوده است . در كتاب معارف عتبى آمده است كه موسى به روزگار بهمن بن اسفنديار مبعوث شد و چون وى شنيد كه در اورشليم دينى احداث كردهاند بخت النصر را ، كه در نزد ايشان بختنرسى نام دارد ، فرستاد تا ايشان را كشت و اسير گرفت و خداى داناتر است . در ياد كرد معجزات موسى و شگفتيهاى بنى اسرائيل و آنچه مورد اختلاف است و آنچه مورد اتفاق آنچه كتاب دربارهء آن سخن گفته : عصا و يد بيضا و طوفان و ملخ و شپشه و غوكان و خون و شكافتن دريا و نجات بنى اسرائيل و جوشيدن آب از سنگ در تيه است و سايه افكندن ابر و فرود آمدن من و سلوى و زنده شدن كشته ، به هنگامى كه قسمتى از گاو را بر او زدند و شكافته شدن كوه و فرو رفتن قارون به زمين و گرفتن صاعقه آن هفتاد تن را و زنده كردن ايشان و ماجراى تيه و از بين رفتن مال فرعون به دعاى موسى . و اين امر تا امروز باقى است و ديده و مشاهده مىشود . محمد بن كعب گويد مرد با همسرش در بستر سنگ شد و نخل با ميوهاش به سنگ بدل گرديد . موسى راهى خشك در ميان دريا براى ايشان گشود و در اخبار آمده كه موسى چون خواست بنى اسرائيل را از مصر بيرون آورد