مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

462

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كه من آتشى ديدم شايد كه از آن آتش شعله‌اى براى شما بياورم يا بر اثر آن راه را پيدا كنم » ( 28 : 29 ) و موسى روى بدان آتش نهاد و آن را در نزديكى خود احساس مىكرد و آمد و آنگاه كه « از جانب وادى ايمن در آن بارگاه مبارك ، از آن درخت ، ندايى رسيد كه اى موسى ، منم من ، پروردگار جهانيان » ( 28 : 30 ) تا آخر . و اين سخن چنان است كه خداوند در بسيارى از مواضع قرآن آن را ياد كرده و خداوند به موسى آيات و معجزاتى بخشيد ، از قبيل عصا و يد بيضا و به هارون نيز در مصر وزارت و نبوت را وحى فرستاد و اين دو را نزد فرعون روانه كرد و ايشان رفتند و پيغام خود گزاردند و فرعون ايشان را مسخره كرد و متهم داشت . ساحران را در برابر ايشان گرد آورد و چون به كار پرداختند چنان شد كه خداى عز و جل فرموده است : « پس آن عصا همهء جادويها را فرو برد » ( 7 : 117 ) و ساحران چون آن نشانه‌ها را ديدند ، دانستند كه بر حق است و راستين ، ايمان آوردند و خدا را سجده كردند . خداوند به موسى فرمان داد تا بنى اسرائيل را از مصر بيرون ببرد و گفت كه من دشمن ايشان را هلاك خواهم كرد و موسى شبانه ايشان را بيرون برد و فرعون و لشكريانش در پى ايشان رفتند . خداوند ايشان را به دريا غرق كرد و موسى و همراهانش را به كناره رساند و نجات داد چنان كه در قرآن آمده است . در ياد كرد قارون گويند كه قارون فرعون را پيروى كرد و در ستمكارى او را يارى كرد و گنجينه‌هايى گرد آورد « كه بر دوش بردن كليد آن گنجها از گرانى ، نيرومندان را خسته مىكرد » ( 28 : 76 ) . چون خداوند فرعون و قوم او را هلاك كرد او بر موسى و هارون رشك برد و گفت : تو را پيامبرى و هارون را وزارت و مرا هيچ ؟ به خدا سوگند من بر اين كار شكيبايى ندارم . پس موسى دعا كرد و خداوند او را به زمين فرو برد . بعضى گفته‌اند سبب هلاك وى اين بود كه وى از زنى زشتكار خواستار شد ، تا بر موسى دعوى كار زشت كند و چون آن زن برخاست خداوند زبانش را گرداند و سخن راست گفت . داستان تيه چون خداوند فرعون را هلاك كرد ، به موسى فرمان داد كه به شام برو و با جبّاران جنگ كن و ايشان را از آنجا بران ، چرا كه آن سرزمين مقدس ميراث پدر شما ابراهيم است . ولى بنى اسرائيل از گفتهء او سر باز زدند و از جنگ سستى و كناره‌گيرى كردند