مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

455

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

اين چنين است . و خداى داناتر است . داستان شعيب وهب بر آن است كه شعيب و بلعم از فرزندان يك رهط بودند ، كه به ابراهيم ، روزى كه در آتش افكنده شد ، ايمان آوردند . با او به شام مهاجرت كردند و ابراهيم پس از هلاك قوم لوط ، دختران لوط را به همسرى ايشان درآورد . همه پيامبران پس از ابراهيم - و بعضى گفته‌اند تمام بنى اسرائيل - از همين يك رهطاند . شعيب دختر لوط را به زنى گرفت و مدين قبيلهء شعيب نبودند و چون عذاب بديشان رسيد ، شعيب بن نويب بن رعويل بن هراء بن عنقا بن مدين بن ابراهيم ، با همراهانش ، كه به دو ايمان آورده بودند ، به مكه رفتند و در آنجا بودند تا مردند . در كتاب محمد بن اسحاق آمده كه وى شعيب بن نويب بن رعويل بن هراء بن عنقا بن مدين [ بن ] ابراهيم است . در تورات نام شعيب ميكائيل است و او در فاصلهء روزگار يوسف و موسى بوده است و گويند وى كور و لنگ بوده است ، از اين روى قوم او به دو گفتند : « ما تو را در ميان خويش ناتوان مىبينيم » ( 11 : 91 ) . و اهل مدين با همه كفر و تكذيب خويش ، در كار كيل و وزن خود نيز كم فروش بودند و كالاى نادرست عرضه مىكردند و شعيب ايشان را از اين كار بازداشت و با ايشان جدال كرد چنان كه از قرآن دانسته مىشود . شعيب خطيب پيامبران است ، چرا كه وى خوش سخن بوده است و در گفتار ، آرام . ابن عباس گويد : خداوند به هيچ معصيتى قومى را هلاك نمىكند مگر آنگاه كه به خدا كافر شوند . و از محمد بن كعب روايت شديم كه قوم شعيب به گناه كاستن از درهمها و دينارها عذاب شدند و مدين تجارتگاه غريبان بود و اعراب در آنجا سكه‌هاى دروغين مىساختند [ 1 ] و به بهاى ناقص مىفروختند و خداى تعالى فرموده است : « بر سر راهها منشينيد كه مردم را بترسانيد و كسى را كه به خدا ايمان آورده باز داريد » ( 7 : 85 ) . ضحاك گويد كه ايشان ده يك اموال مردم را مىگرفتند و ايشان را دو كاهن بود كه اين دو كاهن اين دو كار ايشان را در نظرشان نيك جلوه‌گر مىكردند و نام يكى از ايشان سمير بود و ديگرى عمران و گويندهء آنها هم دربارهء ايشان گفته است و خداى داناتر است : اى قوم ! شعيب پيامبرى است فرستاده ، پس رها كنيد / سمير و عمران بن مدّاد را / من ، اينك ، اى قوم ! ابرى مىبينم كه ظاهر شده / و دختر دره را با [ 1 ) كذا ]