مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

446

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

قريه را با خويش برداشت و آن را بالا برد ، چندان كه اهل آسمان بانگ سگان و آواز خروسان را مىشنيدند . آنگاه قريه را واژگون كرد و خداوند سنگپاره بر بازماندگان و مسافران ايشان فرستاد . از محمد بن كعب روايت شده‌ايم كه آنها كه اين كار را كردند ، هفت تن از ايشان بودند كه سركردهء ايشان مردى بود به نام نمرود . و خداى داناتر است . داستان اسماعيل گويند چون رشك و حسادت ساره بر اسماعيل و مادرش فزونى يافت ، خداوند به ابراهيم فرمان داد تا ايشان را به حرم ببرد و به دو آگاهى داد كه عمارت « خانه » بر دست او خواهد بود و سقايت آنجا از آن اسماعيل . ابراهيم آن دو را بدانجا برد و در محلى كه امروز كعبه است ، ايشان را منزل داد و براى آنان دعا كرد و گفت : « پروردگارا ! من فرزند خويش را در دره‌اى ناكشتمند ، نزد خانهء حرمت يافتهء تو ، سكونت دادم » ( 14 : 37 ) ، تا پايان آيه . و من هيچ ترديدى ندارم كه كسى هم همراه آنها بوده كه ايشان را خدمت و مراعات مىكرده است ، و ابراهيم خود به شام بازگشت . گويند اسماعيل با پاى خويش زمين را پاليد تا آب از زير پايش جوشش كرد . بعضى گويند جبرئيل آمد با پاى خويش زد تا آب از آن فوران كرد . سوارانى از قبيلهء جرهم كه قصد يمن داشتند ، بدانجا آمدند و آن محل را جايگاهى با آب و درخت يافتند و از هاجر پرسيدند كه اينجا از آن كيست ؟ گفت : از آن من است و فرزندان من ، پس از من . و ايشان در پيرامون خانه فرود آمدند و آنجا امروز تپه‌اى است سرخ و در محل « حجر » ، هاجر جايگاهى دارد . پس اسماعيل در ميان جرهم پرورش يافت و به زبان عرب سخن گفت . و از هشتصد بز يك بز سهم به دو دادند ، و اين اصل مال او بود . هنگامى كه بالغ شد ، از ميان ايشان همسرى برگزيد . ابراهيم هر سال به عنوان گزاردن عمره و تجديد عهد با اسماعيل بدانجا مىرفت . و اسماعيل را دوازده پسر زاد : ثابت ، قيدار ، اذبل ، منشى ، مسمع ، ماش ، ماء ، آذر ، صهبا ، بطور ، نبش و قيدما . و مادر ايشان دختر مضاض بن عمر [ و ] جرهمى بود و جدشان از قحطان ، و قحطان پدر همه يمنيان است . از ثابت و قيدار بود كه خداوند عرب را پراكند . چون هاجر درگذشت ، اسماعيل او را در حجر به خاك سپرد و چون اسماعيل مرد فرزندانش او را به خاك سپردند ، با مادرش در حجر . پس گور آن دو در آنجاست و عمر اسماعيل صد و سى و هفت سال بود و اين در ترجمهء تورات نوشته شده است .