مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
436
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ياد كرد اختلاف مردم در اين داستان پرسندهاى پرسيد كه چگونه رواست امّتى از امّتها به خاطر كشتن شترى - كه كشتن جنس آن آزاد است - ريشهكن شوند و چگونه عدالتى خواهد بود كه به خاطر جنس بهيمه ، مردمى قصاص شوند و چگونه جايز است تصور بيرون آمدن شترى از ميان سنگ ، بدان گونه كه اينان وصف كردهاند ؟ چگونه ممكن است كه چهارپايى آب دو كوه را سد كند تا از آن به تنگ آيند يا آب چشمهاى را بنوشد و امتى را سيراب كند ؟ سپس اين شخص ، منكر اين كارها گرديد و به تأويل آنها پرداخت . او مىگفت : احتمال مىرود كه بيرون آمدن شتر از سنگ عبارت باشد از دليلى استوار و كوبنده از سوى بعضى از بزرگان كه مردم در برابر آن اعتراف و اقرار كنند . استدلال كردهاند كه آشاميدن آب چشمه عبارت است از اينكه آن دليل ، تمام دلايل مخالفان را باطل كرد و به طور واضح و قوى بر همگان برترى و چيرگى يافت . كشتن آن شتر نيز عبارت است از دشمنى كردن ايشان با آن دليل و سر باز زدن از پذيرفتن آن . در مورد عصاى موسى ، كه عصاى ساحران را بلعيد ، نيز چنين گفتهاند . به ياد دارم كه از يكى از ايشان شنيدم كه مىگفت : چگونه ممكن است شتر از كوه بيرون آيد . و مىگفت : ممكن است بگوييم در زير صخره پنهان بوده و سپس آن را بيرون آورده است . از ديگرى شنيدم كه نام شتر كنايه است از مردى و زنى . بدان ، رحمت خدا بر تو باد ! كه اين مذهب ، مذهب ملاحده است و ايشان معجزات انبيا و وجوب نبوّت و آوردن آيات و نشانههاى بيرون از حسّ و ابعاد آن را - كه مرز شناخت پيامبران و پيغمبر نمايان و نيرنگسازان است - منكرند با همه آياتى كه خردها را به شگفتى وا مىدارد و جانها در چگونگى آن حيرت زده مىماند ، همان گونه كه در برابر ابداع اجسام اين عالم ، بر روى هم ، و به وجود آوردن اجزاء آن بدون سابقه ، در حيرت مىشود . از اين روى بود كه ما گفتيم : پذيرفتن اصل توحيد موجب اثبات نبوّت است و كسى كه معترف به وجود خداوند قبل از اشيا نباشد ، نمىتواند مسئلهء نبوت را بپذيرد . حال اگر پذيرفتن اين نكته كه اين جهان محدث است ، با دليل ، صحيح باشد - اما ندانيم كه چگونه وجود آن جايز است - پس رواست كه معجزات انبيا را نيز بدان بكشانيم ، چرا كه تمام اين معجزات از اوست و اين بحث در چند مورد پيش از اين گذشت و بايد به خاطر سپرد . از خداى توفيق مىطلبيم . در پاسخ ايشان گوييم : گيرم همان گونه باشد كه شما گفتيد ، پس در اين صورت ياد كردن شتر و كشتن او چه سودى دارد و در كارهايى كه به طور عادى جريان دارد و نزد همه كس شناخته و متعارف است ، چه شگفتى و اعجابى وجود دارد ؟ پس فرق ميان راستگو و دروغگو و توانا و ناتوان چيست ؟ به جان خودم