مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

376

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

راستى رهنمون شود ، و يا در تخيل و يا در رؤيا چيزى به دو نموده آيد يا به نيروى روح تأييد شود و تصديقى از براى او ، در آنچه روى نموده است ، بحاصل آيد . پس روا نيست كه در آنچه از آن خبر مىدهد ، اصابت از جانب وحى و نبوت به شمار آورد و هر حالتى كه درجهء پيامبرى را از آنچه ما ياد كرديم فروتر مىآورد . با اينكه در همه چيزهايى كه ما ياد كرديم خطاى آشكار ديده مىشود مگر در نبوت به تنهايى ، كه باطل را از هيچ سوى بدان راه نيست . مگر اينكه كسانى كه امروز خويش را در پردهء مسلمانى نهفته‌اند ، در اخبار دست برده باشند و احاديث « منكر » [ 1 ] آشكارى را وارد روايات كرده باشند كه در علم حديث حدّ آنها شناخته مىگردد و دلايل قرآنى آنها را مهذّب مىكند . آنچه در كشانيدن نفس به سوى اعتقاد بدين روايات و حبس كردن دل بر آنها ، بيشتر مورد نياز است اين است كه بدانيم نبوت امرى است ضرورى و صدق انبيا مسلم و بدانيم كه آنچه در عقل ممتنع مىنمايد ، ممكن است وجود داشته باشد ، به دليل حدوث جهان و ايجاد شدنش با سابقهء عدم . پس هر كس به آنچه ما ياد كرديم يقين بسته باشد بعد از آن ، آنچه بر خاطرش بگذرد ، خدشه‌اى در دلش ايجاد نخواهد كرد ، و السلام . در ياد كرد فتنه‌ها و كوائن در آخر الزمان در روايت زهرى از ابو ادريس خولانى از حذيفة بن اليمان آمده است كه گفت : من داناترين مردمانم به هر فتنه‌اى كه تا روز رستاخيز خواهد بود . اما من كه باشم كه رسول ( ص ) رازى را كه با ديگران در ميان نگذاشته با من در ميان بگذارد ، اما چنان بود كه پيامبر ( ص ) در مجلسى كه من در آنجا حضور داشتم سخن مىگفت ، دربارهء فتنه‌هايى كه خواهد بود ، از كوچك و بزرگ ، و آن گروه كه در آن مجلس حضور داشتند همه رفتند جز من . و در حديث ابن عيينة از زهرى از عروة از كرز بن علقمه چنين آمده است كه پيامبر ( ص ) فتنه‌هايى را ياد كرد ، پس مردى گفت : ان شاء الله هرگز چنين نخواهد بود ، پس پيامبر ( ص ) گفت : « سوگند به كسى كه زندگانى محمد در دست اوست به گونهء ماران سياهى درخواهيد آمدن راست ايستاده كه گردن يك ديگر را خواهيد زد . » زهرى گفته است منظور از آن ، مار سياهى است كه چون مىگزد جنبيدن مىآغازد و سرش را بلند مىكند و راست مىايستد .

--> [ 1 ] منكر حديثى است كه راوى ضعيفى بر خلاف آنچه از راوى ثقه نقل شده است روايت كند . براى تعاريف ديگر مراجعه شود به منهج النقد فى علوم الحديث ، ص 107 .