مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
374
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
چيزى شده است كه خدا علم آن را از خلق پنهان داشته است . مگر اينكه عقيده داشته باشد كه هفت هزار سال ، مدتى است از مدتها كه آغاز آن هبوط آدم است و انقضاى آن ، آغاز هفت هزار سال . از اينها گذشته ، خداى داناتر است كه چه خواهد بود . اين هم مذهبى است . زيرا هيچ كس نمىداند كه پيش از آدم چه بوده است و پس از انقضاى اين عالم ، چه خواهد بود ، مگر خداى تبارك و تعالى . و از عبد الله بن عمر روايت شده است كه گفت : « برخوردارى اين امّت سيصد سال و سى سال و سى ماه و سى روز خواهد بود ، پس آنگاه به پايان رسد . » در ياد كرد آنچه از اشراط قيامت و نشانههاى آن آمده است محمد بن حسين از عمر بن موسى العرار از حمّاد بن زيد از على بن زيد از ابو نصر از ابو سعيد خدرى حديث كرد كه گفت : ما نماز عصر را با پيامبر ( ص ) گزارديم ، سپس پيامبر ايستاد و خطبه كرد و آنچه را كه تا روز رستاخيز خواهد بود ياد كرد و از آن خبر داد . و آنان كه آن را به ياد سپردهاند كه به ياد دارند و هر كه فراموش كرده است فراموش كرده است . حديثى دراز ، و در پايان آن حديث گويد : و ما به خورشيد مىنگريستيم كه آيا چيزى از آن در افق باقى است يا نه . پس پيامبر ( ص ) گفت : « آگاه باشيد كه از دنيا همان قدر باقى است كه از امروز شما . » و از حسن روايت شدهايم كه پيامبر ( ص ) گفت : داستان من و شما همچون داستان آن قومى است كه از دشمنى بيم داشتند و طلايهاى از آن خويش را فرستادند و چون ايشان را ترك گفت به ناگاه با اسبان دشمن رو به رو شد و چون بيم داشت كه دشمن زودتر از او به يارانش برسد ، به جامهء خويش اشارت كرد و گفت : « هاى ! دشمن ! » و رستاخيز نزديك رسيده است كه بر من ، به سوى شما ، پيشى گيرد . و بدان كه روايت اسنادها و تصحيح اخبار ، از شرايط اين كتاب ما نيست ، زيرا عموم اين خبرها به دليل آشكاريشان از سند بىنيازند . و خداى تعالى گويد : « بترسيد از خداى و بنگردا هر امّتى كه چه پيش فرستاده است از بهر فردا . » ( 59 : 18 ) و از همين باب است حديث ابو الطفيل از ابو سريمة از حذيفة بن اسيد كه گفت : ما سرگرم سخن گفتن دربارهء رستاخيز بوديم كه پيامبر بر سر ما آمد و گفت : « رستاخيز بر پاى نخواهد شد مگر آنگاه كه ده نشانه از نشانههاى آن آشكار شود پس به ياد كرد آنها پرداخت : دخان و دجّال و يأجوج و مأجوج و نزول عيسى و طلوع خورشيد از مغرب و سه فرو رفتن زمين : يكى در مشرق و يكى در مغرب و يكى در جزيرة العرب و واپسين آن نشانهها آتشى است كه از ژرفاى عدن بر مىشود و مردم را به سوى رستاخيز