مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
37
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در مباحث آينده نشان داده خواهد شد كه در ثبت بسيارى از قدماى قرن پنجم و ششم و هفتم نيز ، اين كتاب به نام مطهر بن طاهر و به عنوان تاريخ مقدسى شهرت داشته است و مطالب بسيارى از آن به وسيلهء نويسندگان فارسى و عربى دورههاى بعد نقل شده است . مؤلف كيست ؟ تا اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم كه كلمان هوار با پيدا كردن نسخهاى از اين كتاب در استانبول به نشر متن عربى و ترجمهء فرانسوى آن پرداخت ، اين كتاب در ميان اهل علم چندان شيوعى نداشته است و با همهء اهميتى كه دارد ، كمتر مورد استناد اهل علم قرار گرفته است و چنان كه خواهيم ديد ، تعداد مؤلفينى كه از اين كتاب در تأليفات فارسى و عربى خويش به تصريح استفاده كردهاند ، از عدد انگشتان دو دست شايد تجاوز نكند . همانطور كه قبلا اشارت رفت ، در نسخهء اصلى كتاب كه هوار به نشر آن پرداخت ، اين كتاب جزء تأليفات ابو زيد بلخى حكيم و دانشمند بزرگ ايرانى قرن سوم و آغاز قرن چهارم معرفى شده بود و هوار مجلّدات اول و دوم را با عنوان ذيل منتشر كرد : [ كتاب البدء و التاريخ ، لابى زيد احمد بن سهل البلخى ، پاريس 1899 - 1901 ] ولى از جلد سوم به بعد عنوان مؤلف را بدين گونه تغيير داد : [ كتاب البدء و التاريخ ، للمطهّر بن طاهر المقدسى ، پاريس 1903 - 1919 ] علّت انتساب به ابو زيد ، چنان كه ياد كرديم ، همان تصريحى بود كه در نسخهء كتابخانهء داماد ابراهيم پاشا وجود داشت ولى قراين داخلى چنين نسبتى را نمىتوانست تأييد كند ، زيرا سال وفات ابو زيد بلخى به تصريح همهء مورخان 322 هجرى است و اين كتاب به تصريح مؤلف در سال 355 يعنى سى و سه سال بعد از وفات ابو زيد تأليف شده است . علاوه بر اين ، مؤلفان قديم كه از اين كتاب مطلب نقل كردهاند ، همه ، آن را به نام مقدسى ضبط كردهاند ، از جمله ثعالبى در غرر اخبار ملوك الفرس يا غرر السير كه مىگويد : « و ذكر المقدسىّ فى كتابه البدء و التاريخ انّه اوّل ما ظهر فى الأرض من امر الزندقة ، الّا انّ الأسامى كانت تختلف عليها الى ان سمّيت اليوم الباطنيّة » [ 1 ] و اين ، عينا همان عباراتى است كه مؤلف ما در شرح پادشاهى شاپور بن اردشير آورده است و همچنين در بحث از اديان هند مىگويد : « و من ذكر الهند و اديانها و سننها و رسومها فكانّه قد ذكر ملوكها لأنّ الناس على دين الملك لا سيّما الهند و انّهم يتهالكون فى تعظيم ملوكهم و قوم منهم يعبدونهم و انا كاتب منها من نقلته من كتاب البدوى
--> [ 1 ] همان جا ، 501 .