مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
359
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در ياد كرد فتنهها و كواين و قيام قيامت و سپرى گشتن جهان و نابودى عالم و وجوب رستاخيز بدان كه مردمان را در اين باره اختلاف است ، به تناسب اختلافى كه در ايجاد جهان و آغاز آفرينش دارند . آن كس كه منكر آغاز است ، پايان را نيز منكر است . و علت اينكه رواست جهان را آغازى باشد ، اين است كه آغاز ، امرى حادث است . و ما پيش از اين ، به دليل ، ثابت كرديم كه حادث بايد آغازى داشته باشد . امّا داشتن پايان ، براى حادث ، امرى الزامى نيست . و ليكن رواست كه پايانى داشته باشد . ولى از طريق خبر صادق ، داشتن پايان از براى آن امرى الزامى است . گذشته از اينكه ، همه چيزهايى كه بر حدوث جهان دلالت دارد ، خود دليل است بر تناهى ذات جهان و تناهى مساحت آن . چرا كه حدوث جهان ، خود دليل است بر سپرى شدن آنچه از آن حادث شده است ، تا امروز ، و هر چه حدوث آن سپرى شده باشد ، متناهى الاجزاست ، زيرا اگر حادثى ، همچون پارهاى از آن ، بر آن افزوده شود ، بر مقدار اجزاى آن افزوده خواهد شد و پس از افزايش اين حادث ، بيشتر از آن خواهد بود كه قبلا بوده است . و اگر جهان ، ذاتا ، غير متناهى بود لازم مىشد كه اگر يكى از وسط زمين هزار فرسنگ به پيش برود ، آنچه از جهان پشت سر نهاده است بيشتر از آنچه در پيش روى دارد ، نباشد . و اگر چنين بود لازم مىآمد كه اگر خداى اجسامى به مقدار هزار فرسنگ ايجاد كند ، جهان پس از افزايش آنها ، مساحتش افزونتر از قبل نباشد . و اگر اين فرض روا باشد ، در مورد شمار مردم و جنبندگان و درختان نيز روا خواهد بود ، چندان كه اگر در اين زمان خداى صد هزار انسان و جنبنده و درخت