مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
340
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
نعيم آن باشند و همچنين دوزخى . و اين برهانى است از براى آنان ، كه هم اكنون بهشت و دوزخ را موجود مىدانند . در ياد كرد آنچه در قرآن و حديث دلالت بر احوال ارواح دارد خداى تعالى گويد : « آن روز كه بايستند روح و فرشتگانى صفى . » ( 78 : 38 ) حسن گويد : منظور از روح خلقى است كه صاحب روحاند . و بعضى گفتهاند آفريدگانى هستند بيشتر از فرشتگان . خداى تعالى گويد : « آتش دوزخ است كه عرضه مىكنند آنان را بر آن بامداد و شبانگاه ، و چون روز قيامت بود ، گويند : در آريد قوم فرعون را سختترين عذابى . » ( 40 : 46 ) پس خبر داد كه ارواح ايشان ، پيش از آنكه به آتش دوزخ درآيند ، بر آتش عرضه مىشوند . و در مورد كسى كه در سورهء ياسين به دو اشارت رفته است آمده : « او را گفتند در رود در بهشت ، گفت : اى كاشكى گروه من بدانند . » ( 36 : 27 ) و اين سخن را جز روح او نگفت ، چرا كه پيكر او در برابر ايشان افتاده بود . و خداى تعالى گفت : « حقّا كه نامه و نام نيكان در عليّين است . » ( 83 : 17 ) « حقّا كه نامه و نام بدكاران در سجّين است . » ( 83 : 7 ) بعضى از اهل تفسير گفتهاند كه منظور از آن ارواح ايشان است . و خداى تعالى گويد : « بدرستى كه آنان كه به دروغ داشتند نشانهاى ما و گردنكشى كردند از آن ، وانگشايند ايشان را درهاى آسمان و نشوند در بهشت . » ( 7 : 40 ) و سرى از براء بن عازب روايت كرده است كه چون فرشتگان ارواح مؤمنان را قبض كنند ، آن را به آسمانها برند . پس چون بر هر فرشتهاى گذر يابند ، فرشتگان گويند : بوى خوشى است كه از نفسى خوش برخاسته است ، تا بدانجا رسند كه خداى خواسته است و آنگاه سجده كند . و روح كافران را چون قبض كنند به سوى آسمان برند ، اما درهاى آسمان از بهر آن گشوده نگردد و فرشتگان گويند : روحى خبيث است كه از نفس خبيث برآمده است ، پس آن را به سجين بازگردانند . و اين داستانى دراز دارد . و خداى تعالى گويد : « بنگريست بر ايشان آسمان و زمين . » ( 44 : 29 ) گويد از براى هر مؤمنى ، در آسمان ، دو در است : درى كه از آن روزى او وارد مىشود و درى كه دانش او از آن در بالا مىرود و روح او . پس چون مؤمن بميرد آن در بسته شود . پس آسمان و زمين بر او بگريند . و خداى تعالى گويد : « خداست كه بردارد جانها را هنگام مرگ آن و برگيرد جان آن تن كه نمرده باشد در خواب . پس نگاه دارد جان آن كسهايى كه تقدير كرده است بر ايشان مرگ را و باز فرستد جانهاى زندگان تا اجل و زمان زد نامبرده . » ( 39 : 42 ) و كلبى از ابو صالح از ابن عباس ( رض ) روايت كرده است كه آدمى چون بميرد ، خداى قبض روح او كند و نفس او را باز گذارد ،