مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
324
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
از براى نيّت او . زيرا هر گلى را چنان نيافريد كه جانور از آن زاده شود و گياه از آن برويد و نيز در همهء احوال و هيئتها ، آن را چنان قرار نداد كه اينها از او بحاصل آيد . و اگر خواستى ، هر آينه ، ايجاد كردى . ليكن حكمت او و تدبير او در اظهار قدرتش و آشكار ساختن حكمتش ، در هر جزئى از اجزاى ترتيب او ، از هيچ چيز فرو گذار نكرد ، همان گونه كه توليد نسل او را از نطفه و آنگاه از علقه و سپس از مضغه مىآفريند و اگر خواهد ، آفرينش انسان را از غير نطفه تمام كند . با اينكه هيچ كس از بندگان را بر اسرار حكمت و دانش او آگاهى نيست . در اين باره احاديث و اخبار بسيارى نقل شده است كه اگر بخواهيم آنها را ياد كنيم ، كتاب به درازا مىكشد و از مقصود به دور مىافتد ، بعضى از آن را نيز سودى نيست كه در آن تقريب و تمثيل است . پس بعضى ازيشان چنين پنداشتهاند كه آدم را از آن روى آدم خواندهاند كه از اديم زمين آفريده شده است و ضحاك گفته است : « آدم را از آن روى آدم ناميدهاند كه از زمين ششم كه نامش كاماست آفريده شده است . » و روايت نخستين مشهورتر است و معروفتر . بعضى برآنند كه خداى از همه وجوه زمين ، از ناكشتمند و سنگناك و سياه و سرخش ، از هر كدام قبضهاى خاك برگرفت و از همين روى فرزندان آدم بر اين رنگها آمدند : سپيد و سياه و سرخ . بعضى روايت كردهاند كه خداى در آدم همه آبها را گرد كرد جاى آب خوش و گوارا در دهان او و آب شور در چشمش و آب تلخ در گوشش و آب بد بوى در بن بينى او . و در روايتى آمده است كه خداى طينت آدم را سرشت در حالى كه از ميان انگشتان او بيرون مىآمد و خداى داناتر است . در ياد كرد آفرينش آدم ابن اسحاق گويد : چون خداى خواست كه به قدرت خويش آدم را بيافريند تا او را بيازمايد و مايهء آزمون ديگران نيز قرار دهد ( چرا كه او بر آنچه در وجود فرشتگان و همهء آفريدگانش بود ، آگاهى داشت ) [ آدم را آفريد ] و اين نخستين آزمونى بود كه فرشتگان با آن رو به رو شدند ، زيرا كه بعضى از آنان آزمون را دوست مىداشتند و بعضى ناخوش مىداشتند ، چرا كه دانش الاهى بر ايشان محيط بود . [ 1 ] پس خداى ، فرشتگان را ، آنها كه در زمين و آسمان بودند گرد كرد و گفت : « من آفرينندهام در زمين خليفتى » ( 2 : 30 ) تا آنجا كه گويد : « من دانم آنچه شما ندانيد » ( 2 : 30 ) يعنى آنچه در شماست و از
--> [ 1 ] عبارات اين بند بسيار آشفته بود و مسلما تحريفات و افتادگيهايى در آن راه يافته است .