مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

316

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

است ، گويد : « شياطين ، همان نفسهايند كه چون در اين بدن بودند شيطنت ورزيدند ، به خاطر پستى كارهايشان . » و او بر آن است كه جادوگران ، در كارهايى كه مىكنند ، از اينان يارى مىخواهند و آنان اين خواست جادوگران را اجابت مىكنند و آنچه آنان بخواهند آشكار مىسازند . گروهى روا داشته‌اند كه در جهانى ، درندگان و بهايمى باشند كه به علّت لطافت پيكرهاشان ، محسوس نباشند . بعضى از ايشان برآنند كه صور عدم [ 1 ] قائم به ذات است . اينان ، به صور روحانى ، اقرار آورده‌اند و در صفات آنها اختلاف كرده‌اند . و از بعضى از اينها بىنياز شده‌اند . در ياد كرد آنچه دربارهء شمار عوالم گفته‌اند و جز خداى هيچ كس آن را نمىداند جبير از ضحاك روايت كرده است كه گفت : « خداى را ، در زمين ، هزار عالم است ششصد از آن در درياست و چهارصد از آن در خشكى . » و از ربيع بن انس روايت شده است كه « خداى را چهارده هزار عالم است سه هزار و پانصد از آن در مشرق و سه هزار و پانصد در مغرب و سه هزار و پانصد چنين و سه هزار و پانصد چنان . » و از على بن ابى طالب ( رض ) روايت شده است كه گفت : « خداى را هشت هزار عالم است ، دنيا و آنچه در آن است يك عالم است . » و حديثى از پيامبر روايت شده است كه گفت : « خداى را زمينى است ناكشته كه خورشيد به سى روز آن را مىپيمايد ، پر از آفريدگانى كه خدايشان آفريده است و يك چشم به هم زدن عصيان او نمىكنند . » پرسيده شد كه « اى پيامبر خداى ، ابليس با آنان چه مىكند ؟ » گفت : « نمىدانيد كه ابليس را خداى آفريده است ؟ » سپس اين آيت برخواند كه « و مىآفريند آنچه شما ندانيد . » ( 16 : 8 ) و خداى به درستى روايت داناتر است . علاوه بر اينها چيزهايى است كه دربارهء اصناف امتها ياد مىشود ، از قبيل ناسك و متنسّك و تاويل و هاويل و يأجوج و مأجوج و ديگر آفريدگانى كه در دو سوى زمين به نام جابلقا و جابلسا قرار دارند .

--> [ 1 ] متن : « و زعم بعضهم ان صور العدم قائمة بذاتها . »