مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
313
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كرده مىشود . پس بدين گونه خداى سبحانه از همه آفريدگانش ، از آنها كه از آب و آتش و خاك آفريده شدهاند ، خبر داد . و بقية بن الوليد از محمد بن نافع از محمد بن عبد الله بن عامر مكّى روايت كرد كه گفت : خداى آفريدگان خويش را از چهار چيز آفريد : فرشتگان را از نور و پريان را از آتش و جانوران ( بهايم ) را از آب و انسان را از گل . پس در فرشتگان و بهايم طاعت را سرشت ، زيرا كه از نورند و از آب . و در پريان و آدميان معصيت را سرشت ، زيرا كه از خاكاند و از آتش . از شهر بن حوشب روايت شدهايم كه گفت : خداى در زمين خلقى بيافريد ، پس بديشان گفت كه « من آفرينندهام در زمين خليفتى » ( 2 : 30 ) شما چه خواهيد كرد ؟ گفتند : او را فرمانبردار نخواهيم بود و طاعت نخواهيم داشت . پس خداى آتشى بر ايشان فرستاد تا ايشان را بسوخت . پس آنگاه پريان را بيافريد ، و ايشان را به آبادان كردن زمين فرمان داد . و ايشان عبادت خداى مىكردند تا روزگارى چند بر ايشان برآمد و عصيان كردند و يكى از پيامبرانشان را كشتند كه نامش يوسف بود و خونريزى كردند . پس خداى لشكرى از فرشتگان بر ايشان فرستاد كه سركردهء آنها ابليس بود و نامش عزازيل . و ايشان ، پريان را از زمين براندند و به جزيرههاى درياها ( جزاير البحور ) كشانيدند و ابليس و همراهان او در زمين سكونت اختيار كردند . پس عبادت خداى بر او ناچيز آمد و آنان درنگ كردن در زمين را خوش يافتند . پس خداى عز و جل گفت : « من آفرينندهام در زمين خليفتى . گفتند : در زمين خليفتى مىآرى كه فساد كند در آن و بريزد خونها و ما نماز مىكنيم تو را و به پاكى و بىعيبى ياد مىكنيم تو را . گفت : من دانم آنچه شما نمىدانيد . » ( 2 : 30 ) و از ابن عباس ( رض ) روايت شده است كه گفت : خداى تعالى چون پريان را از آتش سموم بيافريد ، گروهى را كافر نهاد و گروهى را مؤمن . پس پيامبرى از فرشتگان بر ايشان فرو فرستاد و آن همان سخن خداى است كه « خداى برمىگزيند از فرشتگان رسولانى و از مردمان . » ( 22 : 75 ) گفت : پس آن فرشته به همراهى پريان مؤمن ، با پريان كافر نبرد كرد و آنان را به هزيمت وا داشت و ابليس را ، كه پسركى زيبا بود و نامش حارث ابو المرّة ، از ايشان به اسيرى گرفتند و فرشتگان او را با خود به آسمانها بردند و او در ميان فرشتگان پرورش يافت در طاعت و عبادت . پس خداى خلقى در زمين آفريد كه آنان عصيان كردند ، پس خداى ابليس را ، به همراهى سپاهى از فرشتگان فرستاد تا آن عاصيان را از زمين دور كردند . سپس آدم را آفريد . و ابليس و فرزندان او را بدين كار بدبخت كرد . گروهى پنداشتهاند كه پيش از آدم ، در زمين ، خلقى بودهاند كه گوشت و خون داشتهاند و استدلال ايشان بدين سخن خداى تعالى است كه « گفتند در زمين خليفتى مىآرى كه فساد كند در آن و بريزد خونها ؟ » ( 2 : 30 ) و اين سخن را جز از ديدارها نگفتند .