مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

292

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

او و خورشيد كه روشنى بخش اوست حايل مىشود ، چرا كه روشنايى او از روشنايى خورشيد است . اما كسوف خورشيد نتيجهء مرور ماه از زير آن است . پس آن منكرى كه نمىپذيرد كه خداى كسوف خورشيد را از سايهء زمين آيتى از براى خلق قرار دهد و ايشان را بدان عتاب كند ، پند گيرد . و اگر سقوط خورشيد از گردونه ، بدان گونه كه روايت كرده‌اند ، تمثيلى باشد از داخل شدن آن در سايهء زمين و اينكه گردونهء ماه از نور خورشيد است رمزى باشد از اينكه نور ماه از نور خورشيد اقتباس مىشود و اين سخن كه خورشيد بر گردونه‌اى است كه سيصد و شصت ريسمان دارد منظور درجات سيصد و شصت‌گانهء فلك باشد ، خداى داناتر است . و اين سخن وى كه با فرود آمدن خورشيد از آسمانى به آسمانى سپيده برمىدمد به معنى اين است كه مسير خورشيد در درجات و ارتفاع از منزلى به منزلى چنين است ، زيرا اهل تنجيم ، در اينكه خورشيد در يك آسمان قرار دارد ، اختلافى ندارند . دربارهء آن سياهى كه در چهرهء ماه ديده مىشود اختلاف كرده‌اند : مسلمانان روايت كرده‌اند كه فرشته‌اى آن لكه را بر آن زده است . و روايت كرده‌اند كه در آغاز ماه نيز مانند خورشيد بود ، و شب از روز بازشناخته نمىشد ، پس خداى تعالى فرشته‌اى را فرمان داد تا پر خويش بر ماه كشد و آن را محو كند و آن همان سياهى است كه در چهرهء ماه مىتوان ديد . و از ديمقريطيس [ 1 ] حكايت كرده‌اند كه جسم ماه مستنير است و صلب ، داراى سطوح و درّه‌ها و كوههاست و اين است سبب آنچه بر چهرهء آن ديده مىشود . و بعضى عقيده داشته‌اند كه ماه ابرى است مستنير كه ملتهب است . بعضى گفته‌اند عين صيقليى است به مانند آيينه‌اى كه روشنى خويش را از خورشيد مىگيرد ، چون با آن برابر شود . پس آن كوهها كه در ماه ديده مىشود از مقابلهء با عين خورشيد است . و كار در اين مورد آسان است . زيرا اگر چنان باشد كه اين گروه پنداشته‌اند ، خداى تعالى است كه آن را محو مىكند ، چنان كه در خبر آمده است . حال يا به صورت آفريدن كوههايى است در آن ، يا به نشان دادن آن كوهها يا به هر چه كه بخواهد . دربارهء فروپاشى ستارگان اختلاف كرده‌اند : مسلمانان گفته‌اند اينها زنندگان ديوان‌اند ، آن گونه كه خداى تعالى گفته است . و جز اهل تعطيل و الحاد ، كسى ديگر منكر وجود صور روحانى در آسمان نيست . با اين همه اينان اقرار دارند بر اينكه فلك و ستارگان و آنچه در آنهاست داراى تأثيراتى هستند ، پس جايى براى انكار استراق سمع شياطين [ و تعقيب شهاب آنان را ] وجود ندارد ، با اينكه هر كس منكر صور آسمانى باشد ، انكارش

--> [ 1 ] متن اصلى : « ديمقريطس » .