مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

290

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

يا در شكنجه است يا در شكيبايى . پيامبر ( ص ) گفت : « راست گفته است . » در نزد اهل نجوم ، خورشيد پيوسته بر قومى طلوع مىكند و بر قومى غروب ، زيرا بر روى كرهء زمين حركتى دايره‌وار دارد ، به دور مستقيم . بسيارى كسان راندن خورشيد و امتناع آن از طلوع را انكار مىكنند ، زيرا كه مسخّر است و جماد و غير مكلّف و اختيارى از خويش ندارد . هر چند من اين خبر را درست نمىدانم ، با اين همه ، اگر خبر درستى باشد بايد آن را تأويل كرد و تمثيل دانست زيرا كه عرش محيط بر اين جهان است ، چون عرش سجده كند آنچه فروتر از عرش است نيز سجده كند [ 1 ] اما چه بسا كه جايى بر جايى ديگر برترى داده شود ، و بدين مناسبت آن را به نزديكى توصيف كنند چنان كه گوييم : فلان خداى را يارى مىكند پس هر چيزى او را « يارى مىكند » . و مثل اينكه مىگوييم « خانه‌هاى خداى » و آنچه بدينها ماند . امّا سجدهء خورشيد و ماه و ستارگان و درخت و جز اينها مثلا در مورد زمين و آسمان و ديگر آفريده‌هايى كه اهل تميز و عقل نيستند ، اين سجده به معنى فرمانبردارى است در برابر ارادهء خداى و تسليم و خوارى است در برابر آنچه از طبع و حركت در سرشت آنها نهاده‌اند و سرپيچى نكردن از آفريدگار . بعضى گفته‌اند به معنى اين است كه آثار صنع در اين موجودات سبب مىشود كه بيننده در برابر آفريدگار آنها به سجده درمىآيد ، و سجده را به آنها نسبت داده‌اند ، زيرا اينها سبب سجده‌اند . كسى كه خورشيد و ماه و ستارگان را زنده و گويا مىداند ، پس چگونه سجود و تسبيح آنها را انكار مىكند ؟ با اينكه ما روا مىداريم كه خداى تعالى در جمادات معنايى ايجاد كند كه جماد بدان سبب سجده كند و فرمانبردار شود ، چرا كه اين كار بر خداى دشوار نيست . سخن دربارهء اين چيزها و معنى حقايق آنها به گونه‌اى گسترده ، در كتاب معانى القرآن آمده است . امّا مسئلهء راندن خورشيد و امتناع آن ، چنان مىنمايد كه تمثيلى باشد ، آن گونه كه شاعر [ كه طرفة بن العبد است ] گويد : و چهره‌اى كه گويى خورشيد رداى خويش را بر آن فرو افكنده است / با رنگى پاكيزه كه در آن هيچ چين و شكنى نيست . حال اگر خبر ، تأويل‌پذير باشد پس نبايد به تخطئه و تكذيب آن شتاب كرد . وهب بر آن است كه خورشيد بر گردونه‌اى است كه داراى سيصد و شصت ريسمان ( عروه ) است و از هر ريسمانى فرشته‌اى درآويخته است و آن را در آسمان

--> [ 1 ] « فحيث ما سجدت تحت العرش » كه ما آن را بدين گونه در نظر گرفتيم : « فحيث ما سجدت ، سجدت تحت العرش » .