مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
270
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كتب داشته است به بهشت و دوزخ اقرار داشته است ، از جمله سخن اميّة [ بن ابى الصلت ] : آن دوزخى است كه هيچ بزهكارى را باقى نمىگذارد / و بهشتىست كه هيچ راندهاى را بر آن نظاره نيست / آنگاه كه دوزخ برافروخته گردد و سپس فوران كند / و شرارهها از آن بپراكند / بگذرد با صندلهايى سخت و استوار / كه گويى آسمانها صحيفهء آن است / بر مىشود آن آتش به ميدانى فراخ / و روى در خموشى نمىنهد تا باد سمومى آن را فرو نشاند / و آن دوزخيان به مانند كلوخ خشك ، در آنجايند / اگر آمرزش پروردگار مهربان نباشد / [ و بهشتيان ] به دورند از آفتهايى كه بديشان نزديك مىشود / تندرستاناند و در آنجا هيچ بيمارى نيست / بازوانشان شير مىدوشد و هيچ كس ايشان را باز نمىدارد / دستها در آنجا در گردش است و آزاد / شير دوشيده ، در آنجا ، بىآنكه بدوشند / و بىآنكه مايهء تخمه شدن باشد ، فوران مىكند / كه بازداشته مىشود از ايشان و هر بى ميليى را / پر شدنى است نه برنده و نه يتيم [ 1 ] / و آن ديگر انگبين است و شير و شراب / و گندمى كه همانجا كه برمىرويد دروده مىشود / و خرما بنانى است با شاخههاى فرود آمده / كه در خلال شاخههاى آن خرماى گوارا است / و سيب و انار و موز و آب سرد گوارنده / و در آنجاست گوشت مرغ و ماهى / و آنچه بر زبان آورند ، همواره ، براى ايشان هست / و زنان سياه چشمى ، به گونهء عروسكها / كه آفتاب بر ايشان نتابيده تا رنگ ببازند / در ناز و نعمتاند بر سريرها و جز به شوى خويش نمىنگرند / و آن سياه چشمان ، بانوان بزرگوارند و شوهرانشان سروران / بر سريرهايى ، روياروى / هان ! كه در آنجاست شادابى و ناز و نعمت ! / بر ايشان جامهء ديباى تنك است و تنپوش نرم و الا / و ديباى به رنگ سير / به دستاورنجنهايى از زر ناب و گرانبها آراسته شدهاند / در آن بهشت ، هيچ سخن نافرجام شنوده نمىشود و نيست در آنجا هيچ به گناه منسوب كردنى / و در آنجا هيچ از خرد به دور افتادنى ، كه مايهء ملامت شود ، نيست / و جام شرابى است كه نوشنده را درد سر نمىآورد / و از نيكى
--> [ 1 ] بسيارى از مصراعهاى اين اشعار ، در ضبط نسخهء اصلى ما ، آشفته است و غير قابل اصلاح . ضبط ديوان اميّة بن ابى الصلت ( چاپ بشير يموت ، بيروت 1934 / 1352 ، ص 54 - 52 ) نيز تفاوت چندانى ندارد ، زيرا به احتمال قوى از روى همين كتاب برداشته شده است .