مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
267
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كسى كه از صفات دوزخ و بهشت جويا مىشود ، مشغول مدار مادام كه منكر اصل پاداش است ، تا آنگاه كه بدان اقرار آورد . در ياد كرد اختلاف مردمان دربارهء بقا و فناى بهشت و دوزخ در شرايع حرّانيان خواندم كه جهان را علّتى است ازلى و يكتا كه كثرت را در آن راه نيست و وصف هيچ چيز از دانستهها را به دو راه نيست . اهل تميز مكلفاند كه اقرار به ربوبيت او كنند و بعثت پيامبران براى راهنمونى و تثبيت دلايل است . و آنان ، كسانى را كه اطاعت كنند ، وعدهء بهشت جاويد دادهاند و آنان را كه عصيان ورزند به اندازهء استحقاقشان وعدهء عذاب دادهاند و سپس اين عذاب منقطع مىشود . و بعضى از اوايل حرّانيين [ 1 ] گفتهاند كه دوزخيان هفت هزار دور عذاب مىبينند سپس عذاب منقطع مىشود و تبديل به رحمت خداى تعالى مىگردد . و اهل هند ، با همه بسيارى اختلافى كه دارند ، در دو نحله جمعاند : سمنيهء معطله و براهمهء موحده . و هر دو گروه به جزاى آخرت اقرار دارند و اينكه عذاب سرانجام منقطع خواهد شد . و سمنيّه برآنند كه ثواب و عقاب ، در همين جهان از رهگذر حواس ، موجودند به پاداش آنچه نفوس اكتساب كردهاند و نفوس همچنان باقىاند و جاودانه و فاعل . و فعل ايشان ايجاد از رهگذر اجساد است و پيوسته ساكن ابداناند و چون جسدى را ترك گويند ديگر هرگز بدان باز نمىگردند و آنها بر طبق افعالشان متناسخ مىشوند و بر قدر هوا و همتشان بهره خواهند داشت . و چون مرتكب گناهان شده باشند ، آن افعال در جوهر نفس اثر مىكند و به گونهء عرضى لازم از براى آن درمىآيد و چون جسد را ترك گويد در نتيجهء اين تأثير ، به جنسى كه ملايم همّت او نيست در آيد و ملابس ( همراه ) آن شود و بدان سبب به مكروه و نادلخواه پيوندد كه آن تناسخ در اجساد همهء حيوانات است از حشرات گرفته تا دامها و آدميان و پرندگان دريايى و صحرايى . و گويند دشوارترين نوع تناسخ آن است كه به جسد جانورى در زير زمين انتقال يابد ، آنجا كه نه آب است و نه آبادانى و عذاب او با گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما به درازا مىكشد ، سپس به دوزخ و عذاب دوزخ انتقال مىيابد [ 2 ] و آن واپسين حد عذاب است و سرانجام آن . سپس به قهقرى از دوزخ
--> [ 1 ] متن : « و قال بعض اوايله . . . » و نزديكترين مرجع ضمير در عبارت الحرّانيين است و ما به همين صورت ترجمه كرديم . [ 2 ] متن : « ثم تجوء » كه اصلاح هوار است ، ولى متن اصلى « تحوّ » بوده است كه تصحيف « تحوّل » است و ما همان را ترجمه كرديم .