مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

234

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

نخستين چيزى كه خداى بيافريد آسمانها و زمين بود ، آنگاه گياه و سپس انسان . در ياد كرد درست‌ترين مذاهب در اين باب گوييم راى كسانى كه يكى از اركان ( عناصر ) را از ديگرى قديمتر مىدانند نااستوار است و پرخلل . زيرا كه ايشان اختلاف دارند بر سر مسئلهء استحاله و فساد . پس چگونه رواست بنا بر گفتهء تاليس كه آب نخستين باشد در حالى در نزد وى استحاله يافتهء از خاكست . و يا بر رأى يراقليطس آتش چگونه نخستين باشد در حالى كه در نزد او ، استحاله يافتهء از هواست و همچنين ديگر اركان ( عناصر ) ؟ يا چگونه در نظر ايشان تولّد حيوانى ، يا تركيب گياهى ، بدون اجتماع اين اخلاط چهارگانه امكان‌پذير است ؟ زيرا آنچه داراى طبيعت واحده باشد او از جز حركت طبيعى وى به وجود نمىآيد . يا آن كس كه پنداشته است نخست آفرينش بسايط است و آنگاه عناصر مركّبه . اين راى او به گونه‌اى آشكارا سخن او را باطل مىكند ، زيرا بسايط اعراض‌اند كه قائم به ذات نيستند و ناگزير بايد حاملى داشته باشند ، پس چگونه وجود آنان ، بىهيچ حاملى ، استوار تواند بود ؟ هم از اين گونه است سخن آن كس كه نور و ظلمت را نخستين آفريده مىداند ، چرا كه آن دو عرض‌اند نه جسم . و درست‌تر ، بنابر گفتهء اينان ، همان است كه انباذقليس گفته است و آن تقدم اسطقسات چهارگانه است و تباهى اين انديشه در نظر مسلمانان روشن است ، زيرا اسطقسات ، بيرون از اين نيست كه يا اعراض‌اند ( و اگر عرض باشند ، هرگز قيام به ذات ندارند ) و يا اجسام‌اند ( و ما تعريف جسم را قبلا گفته‌ايم ) . پس حدوث مقارن آن خواهد بود و يا نه جسم‌اند و نه عرض ، پس اين در نظر مسلمانان غير معقول است . ( مگر در مورد بارى تعالى جلّ جلاله كه او خلاف خلق خويش است از همهء جهات . ) پس هنگامى كه در نظر ايشان نه اجسام باشند و نه اعراض پس ناگزير بايد همان هيولاى موهوم مذهب ايشان باشد و آن چيزى است كه اگر موهوم باشد اختلاف در آن روا نيست جز از شخصى كه اهل عناد است . هم بدان گونه كه وقوع اختلاف در امر معقول نيز روا نيست مگر از اهل عناد . با اينكه وهم چيزهايى را كه حدّ و صفتى ندارند ، از قبيل رنگ و اندازه و بعضى اعراض محسوسه ، در حصر نمىآورد . و بر روى هم ، تمامى سخن در اين باب ، مراعات اثر حدوث است در ما سوى الله . و چون اين امر ثابت شد ، دانسته است كه هر چه محدث است ، به ناگزير ، آغازى دارد . و از آنجا كه قول به حدوث جهان ، جز از اهل توحيد ، شنيده نمىشود ، پس بحث در باب آغاز آفرينش جز از جهت ايشان نيست ، و آنان ، در نقل روايات از دانشمندانشان ، در ظاهر اختلاف دارند