مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
232
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و از حاتم بن سندى در تكريت شنيدم كه روايت كرد از احمد بن منصور رمادى از عبد الرزاق از معمر از زهرى از عروه از عايشه ( رض ) كه گفت پيامبر ( ص ) گفت : « فرشتگان از نور آفريده شدند و پريان از زبانهء آتش بىدود و آدم به همانگونه كه از براى شما توصيف شده است . » امّا حديث حمّاد بن سلمه از يعلى بن عطا از وكيع بن حرس از عمويش ابو رزين عقيلى كه گفت به پيامبر گفتم : « اى پيامبر خداى پروردگار ما پيش از آنكه آسمانها و زمين را بيافريند كجا بود ؟ » گفت : « در عمائى بود كه نه در زير آن هوا بود و نه بر روى آن . سپس عرش خويش را بر روى آب آفريد . » حال اگر اين روايت صحيح باشد و تأويل كسانى كه عماء را به ابر و ميغ تأويل كردهاند استوار داشته شود ، دليل آن خواهد بود كه آفرينش آن ابر مذكور در قرآن و خبر ، قبل از آفرينش آسمانها و زمين بوده است . و از پيامبر روايت كردهاند كه گفت : « خداوند كتابى نوشت ، دو هزار سال پيش از آنك خلق را بيافريند و آن را بر روى عرش نهاد » اگر اين روايت درست باشد ، دليل آن است كه عرش را قبل از ساير خلق آفريده است . و در كتاب ابى حذيفه از جبير از ضحّاك از ابن عبّاس ( رض ) روايت شده است كه : « خداى تعالى چون خواست آب را بيافريند ياقوتى سبز از نور بيافريد . » و آنگاه به توصيف طول و عرض و آسمانهء آن به گونهاى پرداخت كه خداى داناتر است . پس گفت : « پس خداوند جبّار لحظهاى در آن نگريست . به گونهء آبى درآمد كه هرنگ هرنگ مىزد ( يترقرق ) و در هيچ پاياب و ژرفايى ثابت نمىماند ، از بيم خداى تعالى مىلرزيد . سپس خداى باد را آفريد و آب را بر پشت باد نهاد . سپس عرش را آفريد و بر پشت آب نهاد و اين است سخن خداى تعالى كه « و بود عرش وى بر آب » ( 11 : 7 ) » و عبد الرزاق از معمر از اعمش از ابن جبير روايت كرده است كه گفت : از ابن عباس ( رض ) جويا شدم در باب اين سخن خداى تعالى كه « و بود عرش وى بر آب » ، كه پس آب ، پيش از آنكه چيزى بيافريند ، بر روى چه قرار داشت ؟ گفت : « بر روى باد . » اگر روايت ضحاك صحيح باشد دليل اين است كه نون قبل از آفرينش آب آفريده شده است . امّا محمد بن اسحاق - و او نخستين كسى است كه كتابى در باب آغاز آفرينش پرداخته است - در كتاب خويش در باب سخن خداى تعالى كه « و اوست آن خداى كه بيافريد آسمانها و زمينها را در شش روز اين جهان و بود عرش وى بر آب جنبان » ( 11 : 7 ) گويد : پس بود هم بدان گونه كه وصف كرد خداى تعالى خويش را ، زيرا چيزى نبود جز آب كه عرش ذو الجلال و الاكرام و عزّت و سلطان بر آن بود . پس نخستين چيزى كه بيافريد نور و ظلمت بود و ميان آنها تمايز نهاد . ظلمت را شبى تاريك و سياه نهاد و نور را روزى روشن و ديدارى . سپس آسمانهاى هفتگانه را برافراشت . از دخان آب ، تا آنگاه