مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

210

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

مكلّف از آفريدگان غير مكلّف عبرت گيرند [ 1 ] و گروهى گفته‌اند از براى آن آفريدشان تا بديشان امر و نهى كند . و گروهى گفته‌اند از براى آن بود تا ازيشان شكر و ثنا خواستار شود و بعضى گفته‌اند بدان آفريدشان كه دانسته بود كه خواهد آفريد و گروهى گفته‌اند كه ما هيچ كدام از اين سخنان را نمىگوييم ، بلكه مىگوييم : آفريد چرا كه خواست تا بيافريند و ما را از مشيّت او آگاهى نيست . اين است سخنان آنان كه به حدوث جهان اقرار دارند و آفريدگارى ( محدثى ) قبل از آفرينش ، از براى آن قايل‌اند . اما آنان كه منكر صانع‌اند ، استدلال ايشان در مورد قدم عالم و اهمال [ وجود صانع ] اين است كه اگر جهان را آفريدگارى مىبود يا ناظر صاحب تدبيرى بود در آفرينش تفاوتى راه نداشت و دشمنى درندگان و هلاكت و تباهى و هجوم بيماريها و دردها و پيرى و مرگ و اندوه و تهيدستى وجود نداشت . چه حكمتى است در آفرينش صورتى حيوانى يا گياهى و آنگاه نابود كردن آن ؟ چرا حال معاند ( كافر ) و مجيب ( مؤمن ) يكسان است [ 2 ] ؟ چرا جاه و مال و منزلت جاهلان بيشتر از عالمان است . اگر اين جهان را آفريدگارى است چرا خلق را به دادگرى ( تناصف ) و دوستى ( تواصل ) فرا نخواند ؟ و چرا ميان ايشان و دشمنايگى و بيداد و تباهى و بر يك ديگر تاخت آوردن فاصله نيفكند ؟ و اين سخنان ايشان ، همه ، از بنياد نابود و متلاشى است به گواهى آثار آفرينش - كه با همه ظاهر متفاوت و مختلفش از قبيل اجتماع و افتراق و حركت و سكون و اعراض ( دورى ) و مقارنت ( نزديكى ) - مايهء شناخت كمال قدرت بارى تعالى است و نشانهء عبرت‌پذيرى از خلق اضداد و ايجاد مكاره و نيرو و توان اختيار بخشيدن به خلق تا در نتيجهء كارهاى خويش به والاترين پاداشها دست يابند و از رهگذر عبرت‌پذيرى از بيداد و تباهى باز ايستند . و اگر خلق ، آن گونه كه اين گروه مىگويند ، مجبور بودند يا در سرشت ايشان فقط يك گونه از كار نهفته شده بود و از ضدّ آن عاجز بودند ، جماد و مرده بودند و اگر بر يك طبيعت بودند ، از رهگذر حواس و عقول خويش جز همان چيزى را كه ملايم با طبع ايشان بود ، در نمىيافتند و در آن حال نه باز شناختن حاصل مىشد و نه تكليفى معنى مىيافت . و اگر اينان ، بدين گونه ، از الحاد خويش دست باز دارند ، بسى سودمندتر است ايشان را و به حكمت نزديكتر . و خداى تعالى جز آن كار كه از همه به صلاح نزديكتر است و از همه استوارتر ، كارى نمىكند . اما سخن ايشان در باب برترى جاهلان بر عالمان به جاه و مال ، بايد دانست كه

--> [ 1 ] متن چنين است : « لنعبر المتكلفون بالمخلوق غير المكلف » [ 2 ] عبارت مشكوك است .