مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

203

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

در تثبيت رسالت و ايجاب نبوت اينك گوييم كه منكران پيامبران بر دو گروه‌اند : يك گروه معطّله‌اند كه وجود بارى تعالى را منكرند و با ايشان جايى براى سخن گفتن در اين موضوع نيست مگر پس از اينكه به توحيد اقرار كنند . و گروه دوم براهمه‌اند كه صانع جهان را پذيرفته‌اند و پيامبران را منكرند . و استدلال ايشان چنين است كه آنچه پيامبر مىآورد يا در نزد خرد پذيرفته است يا نه . اگر آنچه مىگويد بر طبق خرد است ، پس آنچه نزد خرد است كافى است تا بندگان را در برابر بارى تعالى به كارهايى كه واجب است وا دارد ، از قبيل معرفت خداى و توحيد و شكر او و پرستش او و كاربرد نيكى و زشت شمردن زشت . و اگر آنچه پيامبر مىآورد بر خلاف خرد باشد ، جايى براى پذيرش آن باقى نمىماند . زيرا خطاب شريعت ناظر به خردمندان است و داورى و بازشناخت كارها از ودايع خرد است . مسلمانان در پاسخ اينان گويند : پيامبر هرگز چيزى را نمىآورد مگر آنكه ايجاب و تجويز آن بر ميزان خرد باشد و دور باد از خداى و پيامبرش كه چيزى را بر خلاف خرد بياورند . امّا چيزهايى هست كه فهم آن دشوار است و لطيف ، تا آنجا كه خرد در كار آن خطا مىكند و يا نزد خرد در پرده و نهفته مىماند ، چندان كه خرد از دريافت آن فرو مىماند ، و مانند سود بردن انسان از آنچه مورد اشتياق نفس اوست از قبيل غذاهاى لذيذ و ملاهى نيروبخش كه بهره‌مندى از اين كارها نزد خرد نيكوست چندان كه مقدار حاجت باشد ، بلكه واجب است . امّا اگر بهره‌ورى از آنها بدون اجازهء مالك آنها باشد ، كار خرد ، در يك حال خلاف كار خرد در حالى ديگر خواهد بود . و اين خود برهانى است بر اينكه خرد به تنهايى بىنياز نيست مگر آنگاه كه چيزى از شريعت با آن همراه گردد . با اينكه