مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

197

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

است . و اختلاف كرده‌اند در اينكه آيا ذات او قابل رؤيت است يا نه ؟ آنها كه قايل به تشبيه شده‌اند يا قايل به اينكه قابل رؤيت است و معلوم است گفته‌اند كه او مرئى است همچنان كه موجود است و معلوم . و آنان كه اين انديشه را نپذيرفته‌اند گفته‌اند او غير مرئى است همچنان كه غير محسوس است و غير ملموس . آنچه باقى مىماند اين است كه چگونه مىتوان ميان رؤيت و علم و ملموس بودن ، توفيق ايجاد كرد و تمايز آنها در كجاست ؟ اختلاف كرده‌اند در [ صفت ] كلام : آنان كه عقيده داشته‌اند كه كلام از صفات ذات است ، گفته‌اند : كلام ، نه محدث است و نه مخلوق ، زيرا خداوند پيوسته متكلّم به كلامى بوده است كه آن كلام نه اوست و نه غير او و نه بعضى از او . و آنان كه كلام را از صفات فعل دانسته‌اند ، گفته‌اند : كلام محدث است زيرا كلام متكلّمى را لازم دارد . و اختلاف كرده‌اند در [ صفت ] اراده به تناسب اختلافى كه در مبحث كلام داشته‌اند . و نيز اختلاف كرده‌اند در مكان . اكثر آنان برآنند كه وى [ محيط است ] [ 1 ] بر هر مكانى و حافظ است و مدّبر است و عالم است [ 2 ] و ذات او جسم نيست تا مكان را اشغال كند و عرض نيست تا حالّ در اجسام باشد و هر كه را چنين صفتى باشد نيازمند مكان نيست . و هشام بن الحكم گفته است : « و مشيت اين است كه او در هر مكانى ذو مكان است . » و اين سخن بر مبناى عقيدهء وى انطباق دارد ، زيرا هشام بارى تعالى را جسم مىدانسته است . و گروهى گفته‌اند كه بارى تعالى به ذات بىنهايت خويش در آسمان است ، بالاى عرش ، نه از آن گونه كه چيزى از طريق مماس شدن يا سايه افكندن ، بر چيزى قرار گيرد . و ابن كلّاب [ 3 ] را عقيده بر آن بوده است كه او بر عرش است امّا نه در مكان . و اينان كه روا داشته‌اند كه خداى تعالى جسمى را در بىمكان بيافريند و جهان را در لا مكان قرار دهد ، چگونه لا مكان بودن بارى تعالى را انكار مىكنند ؟ و حال آنكه او نه جسم است و نه عرض . و اختلاف كرده‌اند در علم گروهى گفته‌اند : وى عالم است به

--> [ 1 ، 2 ] متن افتادگى دارد . [ 3 ] منظور عبد الله بن محمد بن كلّاب ، از متكلمان قرن سوم است كه وى در حوزهء الهيّات عقايد خاصى داشته است و به گفتهء نديم ، به علّت حشر و نشر با مسيحيان ، عقايد كلامى او به عقايد كلامى مسيحيت نزديك شده بوده است . رك : الفهرست ، چاپ تجدّد ، ص 23 .