مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
118
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
مىكنند و از خاك ، زر بيرون مىآورند و اين در سال سيصد و نود بود . و اين فصل بر اين كتاب افزوده شد ، زيرا از شگفتيها بود . » نكتهء مهم ، دربارهء اين افزوده ، اين است كه همين تصرف و افزايش - به علّت امانتى كه كاتب به خرج داده است - امروز براى ما ارزش بسيار دارد و مىدانيم كه سال سيصد و نود كه تاريخ پيدايش اين كانهاى زر است مقارن است با زمانى كه فردوسى مىخواسته است شاهنامه را به محمود تقديم كند ، زيرا در مقدمهء شاهنامه و ستايش محمود مىگويد : ابو القاسم آن شاه پيروز بخت * نهاد از بر تاج خورشيد ، تخت ز خاور بياراست تا باختر * پديد آمد از فرّ او كان زر [ 1 ] و نشان مىدهد كه پيدا شدن اين كانهاى زر كه از نوادر حوادث ايّام تلقى مىشده است ، هم براى فردوسى اهميّت داشته كه آن را در شعر خويش امتياز بزرگ محمود تلقى كرده است و هم كاتب نسخهء كتاب البدء ، آن را به عنوان يك واقعهء نادر تاريخى وارد متن كرده است و خوشبختانه محل اين معادن را نيز تعيين كرده است و ابهامى را كه دربارهء زمان و مكان اين واقعه براى مورخان و اهل تحقيق باقى مانده بود بر طرف كرده است [ 2 ] و از اين افزودهء او نكتههايى در باب تاريخ سرودن و تقديم شاهنامه روشن مىشود كه پيش از آن شايد به اين دقّت ممكن نبود . دست كم واقعه را به مدتها بعد از 390 هجرى مىرساند و همان : ز هجرت شده پنج هشتاد بار . و يك بار هم در تاريخ 465 از تولّد پيامبر ، كاتب ديگرى ، چيزى ديگر افزوده است ، آنجا كه در فصل نهم مؤلف ، دربارهء مدت عمر جهان چنين سخن مىگويد : تا امروز كه سال بر سيصد و پنجاه و پنج است ، محاسبه چنين و چنان است ، كاتبى اين عبارت را وارد متن كرده است : « و اصبت فى كتاب اخبار زرنج قال كان بين آدم و الطوفان الفاسنة و ستة و خمسون سنة . . . و من مولد النّبى الى يومنا هذا اربع مائة و خمس و ستّون سنة . . . » [ 3 ] كه پيداست اين تصرف روى داده است و چون اينها در حاشيه نيست ، بلكه در متن وارد شده است ، نشان مىدهد كه نسخهء موجود از روى نسخههايى نوشته شده كه در دو تاريخ 390 هجرى و 465 از ميلاد پيامبر در آنها تصرف شده بوده است . كمترين تصرف ، اين است كه بگوييم يك نسخه فاصله
--> [ 1 ] شاهنامه ، چاپ مسكو ، 1 / 25 . [ 2 ] مراجعه شود به مقالهء « پديد آمد از فرّ او كان زر » نوشتهء دكتر محمد دبير سياقى در مجلهء آينده ، سال هفدهم ، 670 ( آذر - اسفند 1370 ) كه نويسنده ، به احتمال ، واقعه را در حدود 389 يا 387 حدس زده است و از تصريح اين افزوده ، روشن مىشود كه سال 390 درست است . [ 3 ] همان جا ، 2 / 152 .