مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
100
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كه او ذاتا جغرافيا را از چشمانداز رياضى و نجوم مطرح مىكند . » [ 1 ] و جاى ديگر مىگويد : « به اين دلايل است كه منابع « كتاب آفرينش و تاريخ » جدّا متنوع است . . . و شايد پيوند استوار او را با مكتب كلاسيك جغرافيا نويسى ، در توجّه بسيار او به « ايران » و « ايرانشهر » - آن گونه كه او خود اين سرزمين را بدان نام مىخواند - بتوان ملاحظه كرد . . . از همهء اين نكات آشكار مىشود كه حوزهء مضمونى اين كتاب بسيار متنوّع است و مؤلف سخت نيازمند اصالت است . » [ 2 ] 5 ) از ديد تاريخنگارى بيشترين حجم كتاب ، در مجموع ، تاريخ است تاريخ ايران باستان و عرب جاهلى و تاريخ پيامبران و شاهان قديم و چندين فصل هم ويژهء تاريخ اسلام و زندگينامهء رسول ( ص ) و ياران او و خلفاى راشدين و امويان و بخشى از عباسيان تا روزگار مؤلف دارد . در تمام اين بخشها ، گاه ، به كتابها و اسنادى ارجاع مىدهد كه امروز در دست نيست و قرنهاست كه از ميان رفته است و تنها راوى آن سخنان همين مؤلف ماست . در باب ارزش تاريخى كتاب ، روزنتال كه يكى از جامعترين كتابها را در باب تاريخ نويسى در ميان ايرانيان و مسلمانان نوشته است ، معتقد است كه مطهر بن طاهر ، تاريخ را با ديدى فلسفى نگريسته و در آغاز كتاب خويش بحثى نظرى پيرامون « شناخت » و « خرد » آورده است و به اهميّت فرهنگى اديان و مذاهب پيشين توجّه بسيار كرده است و بر روى هم كوشيده است كه ميان فلسفه و تاريخ پيوندى استوار برقرار كند . [ 3 ] 6 ) از ديد تاريخ تصوف فصل كوتاهى كه مؤلف در معرفى فرقههاى تصوف پرداخته و دستهبندى فرقههاى ايشان كاملا تازگى دارد و با اين عنوانها و از اين چشمانداز چنين طبقهبنديى تا عصر مؤلف و حتى قرنها بعد از او ، نداشتهايم . مؤلف با بعضى از صوفيان عصر مراوده داشته و از ايشان نكاتى را نقل مىكند كه در جاهاى ديگر نمىتوان يافت مانند آنچه در باب فرقهء معاذيّه ، پيروان يحيى بن معاذ رازى ، آورده است [ 4 ] ، يا
--> [ 1 ] Devanagari كلمهاى است از ريشهء سانسكريت از Deva به معنى خدا و Lnagari ( نگارى ) به معنى خطى كه ويژهء كتب مقدس سانسكريت است و در كتابت بسيارى از زبانهاى جديد هندى از آن استفاده مىشود . [ 2 ] تاريخ الادب الجغرافى العربى ، ص 226 . [ 3 ] علم التاريخ عند المسلمين ، ص 18 ، 161 و 188 . [ 4 ] البدء ، ج 5 ، ص 145 .