ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

97

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

خود پيروى مىكنند . دو گروه به نام خدا سوگند خوردند و پيامبر ( ص ) را بر سوگند خود گواه گرفتند . و هر يك از دو گروه گواهانى را از ميان خود برگزيدند تا در صورت اختلاف آنان حكم باشند . عثمان بن حنيف پس از اين قرارداد داخل دار الاماره شد و به يارانش فرمان داد كه به منزل‌هايشان بروند و شمشيرهاى خود را بر زمين بگذارند و آنچه را كه در ضمير خود دارند بر زبان نياورند . بنى عبد القيس كه فرمانده آنان حكيم بن جبل بود اظهار كردند كه همچنان بر يارى كردن على پاى مىفشرند . حكيم بن جبل به آنان گفت : اى بنى عبد القيس ، خون عثمان بن حنيف ضامن است . به خدا سوگند ، اگر على خليفه نبود ، عثمان بن حنيف را از پذيرفتن چنين پيمانى منع مىكرديم . گرد آييد و با دشمن جهاد كنيد . يا مرگ با عزت را در مىيابيم و يا اين كه همچون آزادگان زندگى مىكنيم . عثمان بن حنيف ، چند روزى در خانه تنها بود ، تا اين كه طلحه و زبير و مروان بن حكم ، نيمه‌هاى يك شب سرد به همراه عده‌اى به نزد عثمان بن حنيف رفتند ، آنان چهل نفر از نگهبانان عثمان را كشتند . عثمان از خانه خارج شد اما مروان بر او سخت گرفت و وى را دستگير كرد ، مروان موى صورت و سر عثمان را كند . عثمان نگاهى به مروان كرد و گفت : اگر تو در دنيا بتوانى مرا به واسطهء حكومت فريب دهى ، نمىتوانى بدان واسطه مرا در آخرت فريب دهى . بسيج دو گروه براى جنگ هنگامى كه طلحه و زبير آماده جنگ شدند ، نوبت به آرايش سپاه رسيد ، كار جنگ در دست زبير بود . طلحه مسئول سواره نظام و عبد الله بن زبير مسئول پياده نظام بود و محمد بن طلحه نيز ميانهء لشكر را بر عهده داشت . جلوى لشكر در دست مروان حكم بود . عبد الرحمن بن عباده بر مردان جناح راست و هلال بن وكيع بر مردان جناح چپ فرمان مىراند . زبير وقتى كه از بسيج نيروها فارغ شد گفت : مردم ، جايگاهتان را صبر قرار دهيد ، شما فردا كسى را ديدار مىكنيد كه هيچ كس در كار جنگ همچون او نيست ، شجاع‌ترين مردم همراه اويند .