ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
93
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
كه ايستاده است . و ايستادهء آن بهتر است از كسى كه در اين راه كوشاست و كوشاى آن بهتر است از كسى كه سوار است . شمشيرهايتان را غلاف كنيد تا فتنه آشكار شود . عمار ياسر برخاست و گفت : ابو موسى ، شما را از اين كه به يكى از اين دو گروه بپيونديد بر حذر مىدارد ، به جانم سوگند ، وى در آنچه گفت ، راستگو نبود ، خداوند مىگويد : « و اگر دو گروه از مؤمنان با يك ديگر به جنگ برخاستند ، ميانشان آشتى افكنيد و اگر يك گروه بر ديگرى تعدى كرد ، با آن كه تعدى كرده است بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد و پس اگر بازگشت ، ميانشان صلحى عادلانه برقرار كنيد و عدالت بورزيد . » ( حجرات ، آيهء 9 ) همچنين : « با آنها بجنگيد ، تا ديگر فتنهاى نباشد ، و دين تنها دين خدا باشد . » ( بقره ، آيهء 193 ) خدا به آنچه ابو موسى گفته است كه فرد مسلمان در خانهاش بنشيند و عدهاى خون يك ديگر را بريزند راضى و خشنود نمىشود . همراه ما شويد و به سوى آن دو گروه بياييد و حجتهاى هر يك از اين دو گروه را بشنويد . و بنگريد كه چه كسى به يارى شدن سزاوارتر است تا از او پيروى كنيد . اگر خداوند كار آنان را اصلاح كند ، در اين صورت شما مأجور هستيد و حق خدا را نيز پرداختهايد و اگر گروهى بر گروه ديگر ظلم كرد شما به گروه ظالم بنگريد و با او به جنگ برخيزيد تا به سوى فرمان خداوند برگردد . عمار ياسر و محمد بن ابو بكر على را از سخنان ابو موسى آگاه گردانيدند ، على نيز ، حسن بن على و عبد الله بن عباس و عمار ياسر و قيس بن سعد را به همراه نامهاى به سوى مردم كوفه روانه كرد . مضمون نامه على چنين است : من شما را از كار عثمان آگاه مىگردانم تا شنوندهء آن همچون بينندهء آن گردد . مردم در بارهء عثمان سخنان ناگوارى را بر زبان مىآوردند . من همچون مردى از مهاجران ، عيب او را كمتر مىگفتم و سخنان عتاب آلود او را بيشتر مىشنيدم . در حالى كه طلحه و زبير ، آسانترين كارشان در حق عثمان اين بود كه او را بر مىآشفتند . عايشه نيز سخن خشمگينانهاى در حق عثمان گفته است . سرانجام عدهاى بر وى حمله بردند و وى را كشتند . مردم نيز از روى اختيار با من بيعت كردند . طلحه و زبير اولين كسانى بودند كه با من بيعت كردند ، تا اين كه از من درخواست كردند به آنان اجازه دهم تا به حج بروند . من نيز به آنان اجازه دادم ، آن دو پيمان خود را شكستند و براى جنگ آماده شدند . ام المؤمنين را از خانه بيرون آوردند به وسيلهء وى فتنهاى را آغاز