ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

83

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

را براى خود همچون دژ محكمى قرار ده تا زمانى كه رسول خدا را ديدار كنى . اگر كلامى را كه رسول خدا ( ص ) گفته است براى تو بگويم ، همچون مار گزيده بر خود خواهى پيچيد . و السلام . عايشه در پاسخ ام سلمه چنين نوشت : چه نيكو موعظه و نصيحتى ، راه من آن نيست كه تو گمان كرده‌اى ، دو گروه از مسلمانان رو به سوى من كرده‌اند ، اگر توانا بر كارى باشم انجام مىدهم و اگر برايم مقدور باشد از ثروت خود در اين راه مىگذارم . و السلام . گرد آورى مردان جنگجوى توسط عدى بن حاتم براى يارى كردن على عدى بن حاتم مقابل على ايستاد و گفت : يا امير المؤمنين ، اگر اجازه فرمايى به آگاهى مردم خود برسانم تا از آنان براى تو مرد جنگى طلب كنم . همانند افرادى كه همراه تو هستند در قبيله طى نيز وجود دارند . على به عدى بن حاتم اجازه داد . عدى به سوى قبيله‌اش رفت و بزرگان قبيله طى را گرد آورد و به آنان گفت : مردم طى ، شما در زمان شرك ، از اين كه با رسول خدا ( ص ) بجنگيد ، خوددارى كرديد ، و در زمان اسلام خدا و رسول ( ص ) او را يارى داديد ، على رو به سوى شما آورده است ، من از طرف شما به على ضمانت داده‌ام كه براى او عده‌اى مرد جنگى ببرم ، با او همراه شويد ، شما در دورهء جاهليت براى دنيا مىجنگيديد حال كه دورهء اسلام است براى آخرت بجنگيد ، اگر دنيا را خواهانيد بدانيد نزد خدا گنج‌هاى بسيارى وجود دارد . من شما را به دنيا و آخرت مىخوانم . افراد قبيله طى به درخواست عدى بن حاتم پاسخ مثبت دادند . وقتى كه على به جايگاه قبيله طى رسيد ، پير مردى به طرف على آمد و گفت : تو فرزند ابو طالب هستى ؟ على گفت : آرى . پير مرد گفت : آفرين بر تو ، خوش آمدى . ما تو را ميان خود و خدا قرار داده‌ايم و عدى بن حاتم را ميان خودمان و تو . ما اگر با تو بيعت نيز نكرده بوديم ، يارىات مىكرديم زيرا تو با رسول خدا ( ص ) قرابت دارى . اگر خوبىهايى را كه دربارهء تو مىگويند درست باشد ، كارى كه قريش در حق تو انجام داد ، جاى پرسش دارد . زيرا آنان تو را به كنارى نهادند و ديگرى را