ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

79

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

وقتى به عايشه خبر رسيد كه مردم شام از بيعت با على خوددارى كرده‌اند فرمان داد تا براى خود هودجى [ تخت روان كه بر روى شتر قرار مىدادند ] از آهن درست كردند و گوشه‌اى از هودج را سوراخ كردند تا بدين وسيله بتواند بيرون را نگاه كند . آن گاه به همراه زبير ، طلحه ، عبد الله بن زبير و محمد بن طلحه از جايگاه خود بيرون رفت . خوددارى كردن عبد الله بن عمر ، سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه از همراهى على عمار ياسر نزد على آمد و به او گفت : امير المؤمنين ، اجازه بده به نزد عبد الله بن عمر بروم و با او سخن بگويم شايد وى با ما همراه شود . على پذيرفت . عمار ياسر به عبد الله گفت : ابو عبد الرحمن ، مهاجران و انصار با على بيعت كردند . مردم كسى را برگزيده‌اند كه اگر او را بر تو برترى دهيم ، تو را به خشم نمىآورد . و اگر تو را بر او برترى دهيم تو را خشنود نمىكند . تو به كار بردن شمشير را عليه اهل نماز ناپسند مىدارى در صورتى كه مىدانى كسى را كه كشته است ، به قصاص مىكشند . على هيچ يك از اهل نماز را تا كنون نكشته است تا لازم آيد كه على را قاتل بدانيم . عبد الله گفت : ابو يقظان ، پدرم انجمن شورا را تشكيل داد ، رسول خدا ( ص ) هنگامى كه از دنيا رحلت كرد ، از آنان خشنود بود . در آن ميان على به خلافت از همهء سزاوارتر بود . به خدا سوگند ، دوست نمىدارم دنيا و آنچه در آن است از آن من باشد و در مقابل آن دشمنى على را چه آشكار و چه پنهان در دل داشته باشم . گويند ، عمار ياسر على را از سخنان عبد الله آگاهانيد . على به عمار ياسر گفت : چه مىشد نزد محمد بن مسلمه مىرفتى ؟ عمار نزد محمد رفت ، محمد وقتى عمار را ديد گفت : خوش آمدى . ابو يقظان ، اگر سخنان پيامبر ( ص ) نزد من نبود هر آينه با على بيعت مىكردم . عمار گفت : آن سخن چگونه است ؟ محمد گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىگفت : وقتى ديدى مسلمانان با همديگر جنگ مىكنند ، از آنان كناره‌گير . عمار گفت : رسول خدا ( ص ) در جاى ديگر نيز گفته است خون شما و اموال شما بر همديگر حرام است . يا محمد ! تو مىگويى با كسانى كه تجاوز كردند مقابله نكنيم . محمد گفت : اين سخن كه گفتم تو را كفايت مىكند .