ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

75

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

مردم گرد آمده باشند ، ولى تو نپذيرفتى . تو را فرمان دادم هنگامى كه طلحه و زبير از بيعت با تو خوددارى كردند ، آنان را مجبور نكنى و آنان را رها كنى ، مردم را نيز يك سال آزاد بگذارى تا با يك ديگر مشورت كنند . به خدا سوگند ، اگر آنان يك سال نيز با يك ديگر مشورت مىكردند از تو كناره نمىگرفتند . و به جاى تو كسى را بر نمىگزيدند . امروز نيز از تو مىخواهم كه بيعت آن دو را نپذيرى و آنان را آزاد بگذارى ، و كار مردم را به خود آنان بسپارى . اگر آنان تو را رها كردند تو نيز آنان را رها كن و اگر تو را پذيرفتند تو نيز آنان را بپذير . به خدا سوگند ، من حيله را در سرهاى آنان و پيمان شكنى را در چهره‌هايشان مىبينم . على در پاسخ حسن گفت : در اين صورت من نيز همچون تو خواهم بود . من با كسى كه بجنگد خواهم جنگيد ، به خدا سوگند از وقتى كه جد تو رسول خدا ( ص ) رحلت كرده است من طغيانگر نبوده‌ام . حسن به على گفت : پدر ، به خدا سوگند ، معاويه بر تو پيروز مىشود زيرا : هر كس كه مظلومانه كشته شود براى ولىّ خون او حقى منظور شده است . على گفت : فرزندم ، ستم عثمان بر عهدهء ما نيست و ما نيز بر او ستم روا نداشتيم ، نه فرمان داديم و نه او را يارى كرديم . در مورد عثمان هيچ نوشته‌اى را بر روى كاغذ نياوردم . تو مىدانى كه پدرت مردم را از كار و خون عثمان بر حذر داشت . حسن بن على گفت : خودت را از زعامت و رهبرى دور كن . به خدا سوگند ، كسى در مدينه نيست مگر اين كه مقدارى از خون عثمان را بر عهده مىگيرد و بدين واسطه به خونخواهى عثمان بر خواهند خاست . على گفت : فرزندم ! مىدانى كه پدرت بارها مردم را از محاصره عثمان بر حذر داشت . شما دو نفر [ حسن و حسين ] را با شمشير فرستادم تا او را يارى دهيد . حتى حاضر بودم شما دو نفر بميريد ولى به او آزارى نرسد ، ولى عثمان از جنگيدن شما دو نفر و اهل خانه جلوگيرى كرد . به خدا سوگند ، اگر عثمان مرا به جنگيدن فرمان مىداد ، مىجنگيدم ، تا اين كه در مقابل عثمان بميرم . حسن گفت : خلافت را از خود دور كن ، تا اين كه خداوند در روى قيامت در مورد آنچه بندگانش با همديگر اختلاف دارند داورى كند . مغيره بن شعبه نزد على آمد ، على به او گفت : آيا تو در راه خدا گاه بر مىدارى ؟ مغيره گفت : چه شده است يا امير المؤمنين ؟ على گفت : شمشيرت را در دست‌گيرى و با ما وارد كار خلافت شوى ، تا اين كه به آن كس