ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
69
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
على به حسن و حسين گفت : امير المؤمنين چطور كشته شد ، در حالى كه شما جلوى در ايستاده بوديد . على دستش را بلند كرد و حسن و حسين را زد . محمد بن طلحه را سرزنش و عبد الله بن زبير را نفرين كرد . على از خانهء عثمان خارج شد در حالى كه اختيار خود را از دست داده بود و آيندهء كار را نمىدانست . طلحه گفت : تو را چه شده است كه حسن و حسين را مىزنى ؟ على گفت : امير المؤمنين كشته مىشود و دليل و حجت روشنى بر آن اقامه نمىكنيم . طلحه گفت : اگر مروان را تسليم كرده بود كشته نمىشد . على گفت : اگر مروان را تسليم مىكرد ، قبل از آن كه دادگاهى تشكيل مىشد او را مىكشتند . على از خانهء عثمان خارج شد و به منزلش رفت و در را نيز قفل كرد . نائله همسر عثمان در نامهاى به معاويه چگونگى وارد شدن مردم بر عثمان را نوشت . همچنين در آغوش گرفتن قرآن توسط عثمان را تا بدين وسيله مورد حرمت قرار بگيرد ، در ضمن از رفتار محمد بن ابى بكر نسبت به عثمان نيز نوشت . همراه نامه پيراهن آغشته به خون عثمان را نيز فرستاد . مصريان وقتى كه وارد خانهء عثمان شدند ، عثمان را كشته يافتند ، در نتيجه آغاز به گريه و زارى كردند و با كسانى كه در خانه بودند درگير شدند كه در اين ميان مروان زخمى شد . خاكسپارى عثمان عبد الرحمن بن ازهر گويد : در هيچ يك از كارهاى عثمان وارد نشدم ، نه در آنچه به نفع وى بود و نه در آنچه به ضرر وى بود . شبى در حياط خانه نشسته بودم ، منذر بن زبير نزد من آمد و گفت : برادرم با تو كارى دارد . من وقتى به نزد آنان رفتم ، برادر منذر به من گفت : ما مىخواهيم عثمان را به خاك بسپاريم ، آيا تو به ما كمك مىكنى ؟ به او گفتم : به خدا سوگند ، من در هيچ يك از كارهاى عثمان وارد نشدهام . ابتدا از اين كار خوددارى كردم ولى بعدا قبول كردم . در تشيع جنازهء عثمان افرادى همچون جبير بن مطعم ، ابو الجهم بن حذيفه ، مسور بن مخرمه ، عبد الرحمن بن ابى بكر و عبد الله بن زبير حضور داشتند . وقتى كه جنازهء عثمان را حمل مىكرديم سر عثمان از خود صداى تق تقى داد . جسد