ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
381
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
دور كردن سستى ، در دست بگير ، برادرت عبد الله را در نظر آور . مبادا از تو به او آسيبى برسد . رشيد گفت : پدر ، از او در مىگذرى ، با آن كه آن كارها را كرده است ؟ مهدى گفت : پسرم ، من كسى را كه خداوند به واسطهء او به من نيكى كرده است مىبخشم . اميد آن دارم كه خداوند نيز از گناهان من درگذرد . فرزندم ، تقواى الهى را رعايت كن ، تقوا را مايهء سود و استفاده خود قرار ده ، در مورد برادرانت به تو سفارش مىكنم با آنان به نيكى رفتار كن . در مورد خاندان رسول خدا ( ص ) ، نيكىهاى آنان را بپذير و از گناهان آنان درگذر ، از لغزشهاى آنان چشم پوشى كن ، مردمان مكه و مدينه را در نظر آور . آيا آنان را مىشناسى ؟ آنان فرزندان چه كسانى هستند ؟ به آنان ببخش و بسيار ببخش ، در آن صورت خداوند نيز در آخرت تو را كفايت خواهد كرد . مهدى در آن روز از دنيا رفت و رشيد به خلافت رسيد . او به سوى مردم رفت و آزادانه از آنان بيعت خواست . مردم بغداد در روز پنجشنبه ماه محرم سال 173 با او بيعت كردند و در روز جمعه كار بيعت در مسجد به پايان رسيد . كسى از بيعت با او خوددارى نكرد ، هيچ كس بيعت با او را زشت ندانست ، وى نيز روشى نيكو داشت و كار رعيت را استوار كرد . او در ميان خاندانش يگانه بود و هيچ يك از خلفا همچون او نبود . هارون الرشيد در مدينه در سال 174 هارون الرشيد براى به جاى آوردن اعمال حج از بغداد خارج شد ، قبل از آن به مدينه رفت و قبر رسول خدا ( ص ) را زيارت كرد ، پس از آن در پى مالك بن انس فرستاد و از وى خواست تا نزد او بيايد . كتاب موطأ را از مالك شنيد ، در آن روز فقيهان حجاز و عراق و شام و يمن را حاضر كرد . هيچ يك از آنان از آمدن كوتاهى نكرد . همراه هارون حج را به جاى آوردند و كتاب موطأ مالك را از زبان مالك شنيدند . آن گاه هارون به آنان گفت : آيا شما چيزى از اين كتاب را رد مىكنيد ؟ فقيهان گفتند : ما از اين كتاب چيزى را رد نمىكنيم مگر در مورد خون بها و ديهء زخمى شدن را . زيرا گاهى مرد مىگويد : فلانى مرا كشت ، در اين صورت از او پذيرفته مىشود . اولياى وى پنجاه سوگند ياد مىكنند و پس از آن به عنوان قاتل كشته مىشود ، شايد اولياى وى حاضر نباشند و در شهر ديگرى باشند ، در حالى كه از كسى حتى يك چهارم دينار نيز پذيرفته نمىشود مگر اين كه در اين زمينه بيّنهاى داشته باشد . حقا كه اين حكم گمراهى و