ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

36

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

عبد الرحمن گفت : آرى . ابو بكر گفت : درد شديدى را تحمل مىكنم . شما گروه مهاجران بدانيد ، چيزى كه دردناك‌تر از درد و بيمارى خود باشد ، تاكنون از شما نديده‌ام . كار شما را به آن كس واگذاردم كه نزد خود بهترين شما مىدانم . همهء شما اين انديشه را در دماغ خود مىپرورانديد كه به خلافت دست يابيد و دليل آن نيز اين بود كه مىديديد دنيا به شما روى آورده است . سوگند به خدا ، شما اراده كرديد كه زيراندازهايى از حرير داشته باشيد و پوشش‌هايى از ابريشم . هر يك از شما در آرزوى اين بود كه بر پشم آذربايجانى بخوابد . چون خوابيدن بر روى خارهاى بيابان را دوست نمىداشتيد . سوگند به خدا ، اگر فردى از شما پيش آيد گردن او را خواهم زد ، در اين صورت اين نوع مردن براى او بهتر است تا در كشمكش‌هاى دنيايى از ميان برود . عبد الرحمن به ابو بكر گفت : خدا تو را رحمت كند ، مقدارى از كار خود كم كن در غير اين صورت بيمارى تو باز خواهد گشت . مردم دو گروهند ، گروهى از آنچه تو انجام دادى راضى و خشنودند ، رأى و نظر او همچون رأى و نظر توست و گروهى ديگر از آنچه تو انجام دادى ناخشنودند كه نظر خود را به اطلاع تو رسانيده‌اند ، ما از آن كس كه تو بر ما گمارده‌اى جز نيكى نديده‌ايم ، و از كار نيك دورى نخواهد كرد و او را نخواهيم ديد كه به كار دنيا مشغول گردد . ابو بكر گفت آرى ، سوگند به خدا ، بر سه كار اندوهناكم و دوست مىداشتم آن كارها را انجام نمىدادم . و سه كار است كه انجام ندادم و دوست مىداشتم آن كارها را انجام مىدادم و سه سؤال نيز بود كه دوست مىداشتم در مورد آنان از رسول خدا ( ص ) پرسش مىكردم . اما سه كارى كه انجام دادم و دوست مىداشتم آنها را انجام نمىدادم عبارتند از : 1 . دوست مىداشتم خانهء على را ترك مىكردم اگر چه او آشكارا با من جنگ مىكرد . 2 . دوست مىداشتم در روز سقيفه با يكى از مردان همچون ابو عبيده و عمر بيعت مىكردم و او امير مىشد و من وزير . 3 . دوست مىداشتم روزى كه بر فجاة سلّمى دست يافتم يا او را مىكشتم و يا اين كه آزادش مىكردم و هرگز او را به آتش نمىكشيدم . و سه كارى كه انجام ندادم و دوست مىداشتم آن كارها را انجام مىدادم عبارتند از : 1 . وقتى كه اشعث بن قيس را اسير كردم ، او را مىكشتم زيرا شنيده بودم هيچ شرى نيست مگر اين كه وى آن را يارى دهد . 2 . دوست مىداشتم خالد بن وليد را به شام مىفرستادم .