ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

359

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ابو العباس گفت : اى برادر ، تو بدى او را دريافتى ، ولى اين بدىها از طرف او نيست . ابو جعفر گفت : او در كارهاى خودش مرتكب خطا و اشتباه شده است ، به خدا سوگند ، اگر گربه‌اى را به جاى ابو مسلم مىفرستادى همان كارهاى وى را انجام مىداد . ابو العباس گفت : چگونه او را مىكشى ؟ ابو جعفر گفت : وقتى نزد تو آمد با او سخن بگو ، وقتى روى او به طرف توست من از پشت سر او مىآيم و ضربه‌اى به او مىزنم . ابو العباس گفت : اى برادر ، با ياران او چكار خواهى كرد ، آنان خود را فداى ابو مسلم مىكنند . ابو جعفر گفت : آنان را به نيكى دعوت مىكنيم . ابو العباس گفت : من مىخواهم شر او را كم كنم . ابو جعفر گفت : بيم آن را دارم اگر ما شروع به كار نكنيم ، او پيشدستى كند . ابو العباس گفت : اى برادر ، او از آن توست و هر چه مىخواهى بكن . گويند ، ده هزار خراسانى به همراه ابو مسلم بودند . آنان هر ماه حقوق و مزاياى بسيارى مىگرفتند . وقتى ابو مسلم نزد ابو العباس آمد ، صندلى براى ابو مسلم آوردند ، ابو العباس به ابو مسلم گفت : برو ببين ابو جعفر چه مىكند . ابو مسلم وقتى به ديدن ابو جعفر رفت او را در حالى ديد كه به شمشيرى تكيه داده بود . گويند ، ابو جعفر از كشتن ابو مسلم خوددارى كرد و به مكه رفت تا اعمال حج را به جا آورد . نامهء ابو مسلم به ابو جعفر ابو مسلم از نزد ابو العباس برگشت ، مردم به او گفتند اگر زودتر بر نمىگشتى تو را در عراق مىكشتند . در ميان راه نامه‌اى براى ابو جعفر نوشت : من برادرت را به عنوان پيشوا و رهبر خود برگزيدم ، اين گزينش همان بود كه خداوند براى بندگانش برگزيده بود ، برادرت شخصى عالم و انديشمند است و از نزديكان رسول خدا ( ص ) . او مرا به فتنه فرا خواند و مرا نادان به كار قرآن خواند . خداوند به مغفرت و نيكى خود را نشان داده است . در حالى كه براى چيز اندك خود را به سختى انداخت و مىخواست تا مردم را از دين گرداند ، تا اين كه آنان كه شما را نمىشناختند ، شناختند من نيز در پى كار خود بودم . همواره از خداوند خواهان آن بودم كه مرا مورد مغفرت خويش قرار دهد . تا اين كه خداوند مرا مورد مغفرت خويش قرار داد و از گذشتهء من در گذشت . خداوند به بندگانش ستم نمىكند . ابو جعفر نيز در پاسخ وى چنين نوشت : اى عمو ، هر جا بفرستى مىروم ، هر جا كه