ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
349
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
بيشتر از سى نفر همراه مروان باقى نمانده بود ، به سپاه دشمن حمله كرد و برگشت . مروان وقتى وضعيت را چنين ديد ، از اسب پايين آمد و اشعار زيرا را خواند : خوارى زندگى و ترس مردن روى آورده است / در چنين شرايطى هر دوى آنها را زشت مىيابم / اگر از مردن چارهاى نباشد / پس رفتن به سوى مرگ بهترين كار است . مردى از اسب پايين آمد و اسب مروان را گرفت ، مروان به او گفت : او را عزيز دار . پس از آن هر دو با يك ديگر به جنگ پرداختند ، مروان زخمى شد . ابو عون از اسب فرود آمد و فرمان داد تا فراريان را دستگير كنند . سليمان بن هشام نيز فرمان داد اسرا را گرد آورند . از كسانى كه در آن روز به اسارت در آمدند ، يكى عبد الحميد كاتب مروان و حكم مكى مؤذن وى بود . اين دو را نزد ابو عون آوردند ، وى نيز آنان را نزد صالح بن على فرستاد . ابو عون فرمان داد تا جسد مروان را بيابند . روز بعد ، ابو عون و سليمان بن هشام بر اسب خود سوار شدند تا به ديدن جسد مروان بروند ، ابو عون رو به سليمان كرد و گفت : خدا را ستايش مىكنيم كه قلب تو را قبل از مرگ مروان شفا داد . ابو ايوب آيا با نامهء من نزد امير المؤمنين مىروى ؟ سليمان پذيرفت ، ابو عون نامه را نوشت و به سليمان داد . وقتى سليمان بن هشام نزد ابو العباس رسيد ، ابو العباس از وى دلجويى كرد و او را به خود نزديك ساخت . سليمان در هر زمانى كه ميل مىكرد به حضور ابو العباس مىرسيد ، با او مىخورد و با او مىخوابيد ، چنان كه گويى وى يكى از مشاوران ابو العباس است . ابو جعفر سمت راست و سليمان سمت چپ ابو العباس مىنشستند . كشته شدن ابو سلمة خلال وقتى كه كار براى ابو العباس استوار شد ، با وزيران خود دربارهء كشتن ابو سلمه به مشورت پرداخت . آنان نيز رأى و نظر ابو العباس را شايسته دانستند . ابو سلمه همواره قدرت و شوكت خود را به رخ ابو العباس مىكشيد . ابو سلمه ، هر شب مدتى نزد ابو العباس بود ، وقتى كه مىخواست برود اسب وى را به مجلس مىآوردند ، سوار مىشد و مىرفت . اين نوع رفتن فقط مخصوص وى بود . به ابو العباس گفتند : اگر او را بكشى ممكن است ابو مسلم به هوا خواهى وى برخيزد . از اين روى ابو العباس و ابو جعفر نامهاى براى ابو مسلم فرستادند . وقتى نامهء ابو العباس به ابو مسلم رسيد ، وى در نامهاى پاسخ ابو العباس را چنين داد : اگر از ابو سلمه كارى خلاف ديدهاى ، گردن او را بزن .