ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

346

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

اسماعيل گفت : يا امير المؤمنين ، پناه بر خدا مىبرم ، چطور سزاوار مىبينى دختران و ساكنان حرم خود را به دست روميان بسپارى ، در حالى كه آنان اهل وفا و دوستى نيستند ، و نمىدانى روزگار چه بازىها خواهد كرد . به نظر من ، از رودخانهء فرات بگذر و به طرف شام برو و از آنان كمك بخواه . در آن صورت تو در پناه و حمايت آنان خواهى بود ، زيرا در هر لشكرى عده‌اى هستند كه خواهان يارى تو مىباشند . و پس از آن به مصر برو زيرا آن جا از نظر ثروت و مردان جنگى جايگاه ويژه‌اى دارد ، در آن صورت شام جلوى روى توست ، اگر آنچه را كه دوست دارى ، دريافتى ، به شام برگرد ، و اگر آن چنان نبود به افريقا برو . مروان گفت : درست گفتى . مروان پس از استخاره از رود خانهء فرات گذشت و به حوالى شام رسيد ، شاميان بر مروان حمله كردند و مروان در اثر آن شكست خورد به حمص رفت و همان ماجراى شام براى او روى داد . پس از آن دمشق رفت ، در دمشق نيز به او حمله كردند . وليد بن معاويه بر دمشق حاكم بود . سپاه دشمن را عليه مروان رهبرى مىكرد . مروان از دمشق به اردن رفت ، در آن جا هاشم بن عمر به مروان حمله كرد . مروان از اردن به فلسطين رفت در آن جا حكم به او حمله كرد ، مروان از فلسطين به مصر رفت ، در آن جا حجاج بن زمل به حمايت وى برخاست . به او گفته شد ، آيا از كسى طرفدارى مىكنى كه او نسبت به قبيله تو ستمگر بود ؟ حجاج بن زمل گفت : واى بر شما باد ، او در روزى مثل چنين روزى به يارى من شتافت . ابو سلمة خلال و ثعلبة بن سلامه نيز به يارى مروان برخاستند ، رما حسن نيز از كسانى بود كه مروان را يارى داد . فرستادن ابو مسلم ، قحطبه بن شبيب را براى جنگ با مروان هيثم بن عدى روايت مىكند : زمانى كه ابو مسلم بر خراسان مستولى شد ، قحطبه بن شبيب كار جنگ با مروان را به دست گرفت . ابو مسلم ، سى هزار مرد جنگى را به همراه قحطبه فرستاد ، آنان از مردم يمن و شيعيان بودند . مروان در پى ابو مسلم بود مگر وى را در خراسان از پاى در آورد . مروان به همراهى يكصد هزار مرد جنگى به سوى ابو مسلم حركت كرد ، ابو العباس ، ابو جعفر و عيسى بن على از لشكر وى گريختند و به كوفه رفتند . ابو العباس ، حفص بن سليمان را نزد ابو سلمة حلال فرستاد . وى نمايندهء ابراهيم بن محمد بر شيعيان كوفه بود . ابو العباس وى را فرمان داد تا در كوفه براى وى بيعت گيرد ، ابو سلمة نيز چنين كرد .