ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

336

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

هيچ كس در مقابل او توان ايستادگى نداشت ، وى همواره آمادهء شنيدن مظالم مردم بود و به آنان به خوبى رسيدگى مىكرد . هشام همواره در ميان شهر مىگشت و از مردم مىپرسيد آيا كسى به شما ستمى روا داشته است ؟ گاهى اوقات ، روزها مىگذشت و كسى براى شكايت نزد وى نمىآمد زيرا در اثر حكومت وى به كسى ستم نمىشد . بندگان خدا عدالت وى را چشيده بودند ، وى تعدادى از بهترين مردم را به عنوان جاسوس و خبر چين معين كرده بود تا كارهاى كار گزاران وى را به وى گزارش دهند . هيچ حادثه‌اى در شرق و غرب روى نمىداد مگر اين كه وى در مورد آن سخن مىگفت و خبر آن در شام به وى مىرسيد . در دوران وى مردم بهترين شرايط زندگى را داشتند ، زندگى بزرگوارانه و عفيفانه . وقتى كه هشام درگذشت ، وليد حضور نداشت ، وليد فرمان داد تا همهء خزاين را قفل كنند تا جايى كه نتوانستند كفنى بيابند و هشام را در آن بپيچند ، از اين روى منتظر شدند تا وقتى كه وليد رسيد ، و اين انتظار سه روز به طول كشيد . آغاز فتنه‌ها و دولت عباسى هيثم بن عدى گفته است ، سخنان مورخان در مورد دولت عباسى ناهمگون است ، ما آن اختلافات را جمع‌آورى كرديم و تأليفى جداگانه فراهم آورديم ، مواردى كه مورخان در آن با يك ديگر اختلاف دارند ، بعضى از آن را در قسمت‌هايى از اين كتاب به طور اجمال و خلاصه بيان و فقط سخنان ارزشمند آنان را روايت و از سخنان بىپايه و اساس خوددارى كرده‌ايم زيرا فايدهء اندكى در پى دارد ، از خداوند خواهان آن هستيم تا ما را در ادامهء راه يارى دهد و نخستين موضوعى را كه در اين خصوص خواهيم گفت ، پيدايش دولت عباسى است ، آنچنان كه هيثم بن عدى بر ما روايت كرده است و او نيز از ديگران بر گرفته است . وقتى كه حسين بن على كار خلافت را به معاوية بن ابو سفيان تسليم كرد ، شيعيان در شهرهاى مختلف همچون مدينه ، مكه ، كوفه ، يمن ، بصره و خراسان ، چه آشكار و چه پنهان برخاستند و همراه محمد بن على شدند - او همان محمد بن حنفيه است - با او بر اين پايه بيعت كردند تا كار خلافت را در دست گيرد و زكات‌هاى خود را به او تحويل دادند . تا روزى كه به آن نياز دارند مورد استفاده قرار گيرد . محمد بن حنفيه نيز پذيرفت و بر هر يك از آن شهرها ، مردى شيعى را به عنوان نماينده خود برگزيد و به سوى آنان فرستاد و از مردمان شهرها خواست تا با نمايندگان وى كمال همكارى را بكنند و از آنان خواست تا راز خود را پوشيده دارند و قيام خود را علنى و آشكار انجام ندهند ، بلكه منتظر فرمان وى باشند .