ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

327

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

مرد گفت : دين يكى است . عمر گفت : آيا در دينتان چيزى وجود دارد كه من آن را انجام نداده باشم ؟ مرد گفت : نه . عمر گفت : در مورد ابو بكر و عمر بگوييد ، آنان نزد شما چگونه‌اند ؟ آن دو گفتند : ابو بكر و عمر برترين مردم هستند . عمر گفت : آيا شما نمىدانيد وقتى كه رسول خدا ( ص ) رحلت كرد ، عرب از دين برگشتند ، ابو بكر با آنان جنگيد ، مردان كشته شدند و زنان به اسارت در آمدند ؟ آن دو مرد گفتند : آرى . عمر گفت : وقتى كه ابو بكر درگذشت و عمر به خلافت رسيد ، آن زنان به خانواده‌هاى خود باز گشتند ، آيا عمر از كار ابو بكر دورى جست ؟ و او را نفرين كرد ؟ آن دو گفتند : خير . عمر گفت : آيا شما بر خلاف روش آنان كار مىكنيد ؟ آن دو گفتند : آرى . عمر گفت : در مورد بلال بن مرداس چه مىگوييد ؟ آن دو گفتند : او از بهترين درگذشتگان ماست . عمر گفت : آيا شما از اعمال وى در خصوص خون‌ها و اموال و اين كه يك ديگر را كشتند دورى جستيد و يكى از اين دو گروه ، گروه ديگر را نفرين كرده است . آن دو گفتند : خير . عمر گفت : آيا رفتار آنان را بر خلاف روش ابو بكر و عمر تأويل مىكنيد ؟ آن دو گفتند : آرى . عمر گفت : در مورد عبد الله بن وهب وقتى كه از بصره بيرون رفت و با ياران خود عبد الله بن جناب را كشتند چه مىگوييد ؟ عبد الله و يارانش ، او را كشتند و همسرش را كه باردار بود همراه با بچه در شكمش به قتل رساندند . آيا هيچ يك از آنان ديگرى را نفرين كرد . و يا از اعمال گروه ديگر دورى جست ؟ آن دو گفتند : خير . عمر گفت : اينان گروهى بودند كه در مورد احكام با يك ديگر اختلاف داشتند و هيچ يك از آنان از ديگرى دورى نجست و يك ديگر را نفرين نكرد . در مورد نفرين بگوييد ، آيا بر بندگان واجب است ؟