ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
293
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
هنگامى كه موسى به افريقا رسيد باقى ماندهء سال 94 را در آن جا گذراند و پس از آن پسرش عبد الله را بر افريقا و طنجه وسوس حاكم گردانيد . خود به همراه فرزند ديگرش مروان و عدهاى از بزرگان همچون عبد الاعلى بن موسى ، عبد الملك موسى و جمعى از بزرگان بربر و اندلس و قرطبه از افريقا بيرون رفت . رسيدن موسى به مصر هنگامى كه موسى به مصر رسيد ، وليد بن عبد الملك از اين موضوع آگاه شد ، از اين روى نامهاى به قرة بن شريك نوشت و به وى فرمان داد هر آنچه را كه موسى از بيت المال مصر مىخواهد به وى پرداخت كند . موسى در ميانهء راه با خبر شد قرة بن شريك از دنيا رفته است . در سال 95 موسى وارد مصر شد ، قره پيش از مرگ خود ابن رفاعه را بر كار لشكريان گماشته بود . ابن رفاعه براى ديدار موسى به بيرون مصر آمد وقتى كه ابن رفاعه ، موسى را ديد وى را سلام داد ، موسى به او گفت : برادر زاده ، تو كه هستى ؟ ابن رفاعه خود را معرفى كرد . موسى گفت : آفرين . موسى همراه ابن رفاعه به منطقهاى به نام مروان رسيدند ، موسى در آن جا چادر زد و در مورد اموالى كه نزد سفيان بن مالك باقى مانده بود جويا شد . اين در حالى بود كه سفيان درگذشته بود . ابن رفاعه گفت : آن اموال از آن توست . موسى فرمان داد تا ده هزار دينار آن را به پسر سفيان بن مالك تحويل دهند . موسى مدت سه روز در همان جا ماند ، مردم مصر نزد وى مىآمدند و به موسى هداياى بسيارى مىدادند . موسى پس از آن به سرزمين فلسطين رسيد در آن جا خاندان روح بن زنباع را ملاقات كرد . وى نيز فرمان داد تا براى موسى و همراهيان وى 50 رأس گاو را سر ببرند . موسى دو روز نزد آنان ماند و پس از آن عدهاى از فرزندان و خانوادهء خود را در فلسطين باقى گذاشت . رسيدن موسى نزد وليد بن عبد الملك موسى در تدارك ديدار خود با وليد بود كه سليمان بن عبد الملك كسى را نزد موسى فرستاد و از وى خواست هر چه زودتر به ديدار وى آيد ، زيرا وليد در آخرين لحظات زندگىاش است .